?  خلاصه قسمتهای 51 تا 86 سزیال عمر گل لاله

جذبه | سایتی متفاوت و جذاب

به جذبه امتیاز دهید

با تشکر از حمایت شما

جذبه | سایتی متفاوت و جذاب


خلاصه قسمتهای 51 تا 86 سزیال عمر گل لاله

" خلاصه قسمتهای 51 تا 86 سزیال عمر گل لاله "

فیلم عمر گل لاله عمر گل لاله سریال خلاصه سریال عمر گل لاله تصاویر سریال عمر گل لاله تصاویر ترکیه بیوگرافی سرریال ترکیه  , خلاصه قسمتهای 51 تا 86 سزیال عمر گل لاله

 

 

توپراک و چنار خیلی با هم خوبن و چنار همش به توپراک می گه که بچه دار بشه. در قسمت قبل یشیم به شوهر قبلی توپراک گفته بوده یه سی دی به دست چنار برسونه ولی اون یه سی دی اشتباه رسونده و یشین از دستش عصبانی است. ( حالا این که در این سی دی چی بوده منم نمی دونم مربوط به قسمت قبل است )

از طرفی یک نامه ناشناس به دست زمرد رسیده که در اون نامه نوشته شده که من می دونم قاتل لاله کی است. اقبال نجیب رو تهدید کرده که یا زمرد رو طلاق بده یا اون همه چیزو راجع لاله بهش می گه و اون وقت خود زمرد ازش طلاق می گیره.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید

یشیم اسم پسرش رو چنار گذاشته مثل اسم عشقش. یکی از دوستای یشیم اونو برای مهمونی دعوت کرده و یشیم بعد از تولد بچه اش دو ماه است که از خونه بیرون نرفته و همش مواظب بچه است. چنار برای بچه یک پرستار انتخاب کرده ولی یشیم می گه من هنوز نمی تونم بهش اطمینان کنم و بچه ام را به دستش بدهم . چنار اصرار دارد که یشیم خود را در خانه زندانی نکند و به مهمانی برود.

توپراک و چنار هم به اون مهمونی دعوت هستند اول توپراک نمی خواد بیاد اما چنار قانعش می کنه. یشیم یه مقدار از جواهراتشو داخل کمد پرستار می زاره و به او تهمت دزدی میزنه و اخراجش می کنه. بعد به چنار زنگ میزنه و میگه من نمی تونم بچه رو تنها بزارم پس من مهمونی نمی ایم. چنار می گه خودم میام دنبالت و با هم می ریم بعد به توپراک زنگ می زنه و میگه با مادرم بیا مهمونی. وقتی به اونجا می رسن همه خبرنگار ها از اونها عکس می گیرن و یشیم می گه چنار پدر فوق العاده ای است.

 

پاپاراتزی ها هی از یشیم و چنار عکس می گرفتند و چنار یاد اور می شه که اون یک مرد متاهل است و وقتی پیش مادرش میرود مادرش می گوید که توپراک وقتی تو رو با یشیم دید گذاشت و رفت. چنار با عجله می ره و توپراک رو پیدا می کنی می گه چی کار می کنی توپراک می گه تو منو با مادرت فرستادی چون گفتی کار داری حالا می ای اینجا اونم با یشیم. چنار می گه من مجبور شدم با یشیم بیام چون اون پرستار اخراج شده بود و یشیم تنها بود . توپراک می گه تو به مهمونی ات برس و من می رم خونه. چنار هر چی اصرار می کنه فایده نداره و مجبور می شه به مهمونی برگرده. یشیم به چنار میگه توپراک چی شد و می گه اون برگشت خونه. شرمین خدمتکار هم به توپراک می گه به نظرم اون پرستار نمی تونه دزدی کرده باشه و یشیم با این بهانه اونو اخراج کرده کی هی زنگ بزنه و گریه کنه و چنار رو بکشه خونه اش و تو هم بتونی از بچه پرستاری کنی و اون این طوری بیشتر با چنار باشه. چنار می ره خونه و می بینه توپراک منتظرشه و باهم دعوا شون می شه . توپراک می گه من ترجیح می دادم با من برمیگشتی اما تو موندی. چنار می گه من رو درک نمی کنی من باید با یشیم می بودم و سعی می کنم هر دو تونو خوشحال کنم. توپراک می گه تو در برابر اون هیچ مسئولیتی نداری اما همش خونه اون هستی و من که همسرتم تو رو اندازه یشیم نمی بینم.

فردا صبح خبر اون مهمونی چاپ شد و چنار رو حسابی عصبی کرد چون با دیدن این خبر که عکس یشیم و چنار و بچه در روزنامه است او احساس حسادت می کند.

یشیم با ریحان درد دل می کند و ریحان میگوید تو اشتباه زیادی کردی که این بچه رو نگه داشتی چنار هیچ وقت پیش تو برنمی گرده. یشیم هم این حرف رو قبول می کنه. می گه من مدت ها است که ناخن هام رو مانیکور نکردم مدتها است که برای خرید نرفته ام حتی یه خواب راحت ندارم اما چنار با زنش خوش میگذرونه این زندگی ای نبود که من می خواستم. هیچ کس منو دوست نداره.

یشیم می ره پیش اون دکتره کانسل. دکتر بهش می گه خیلی وقت ندیدمت نگرانت شدم چی شده. یشیم می گه خواهش می کنم منو ببوس و منو در اغوشت بگیر. من نیاز دارم که کسی هم منو دوست داشته باشه و به من محبت کنه من خیلی تنهام ( واقعا دلم براش می سوزه این چنار خیلی عوضی است)

 

دکتر بعد از اون رفتار یشیم می خواد بره که یشیم می گه نرو و دکتر می گه یشیم این کارو با من نکن و می ره. از طرفی سالگرد فوت دختر توپراک است و شوهر سابقش امده تا با او به دیدن قبر دخترشان بروند. چنار این دو را باهم می بیند و عصبانی میشود و به سیتکی می گوید اگر دوباره دور و بر زن من بگردی می کشمت. بعد رو به توپراک می کنه و می گه چرا با اون مرد حرف زدی و توپراک ماجرا رو توضیح می ده بعد چنار میگه خودم می برمت سر قبر دخترت ولی قول بده دیگه با اون مرد حرف نزنی و توپراک هم قول می ده.

چون یشیم فکر می کنه توپراک مقصر این اتفاقات است می خواهد از او انتقام بگیرد به شوهر قبلی توپراک پول می دهد او خود را جلوی ماشین می اندازد و در بیمارستان به توپراک زنگ میزند . توپراک دلش میسوزد و میرود پول بیمارستان را میدهد و مرخصش کرده به خانه می برتش و برای شام درست می کند. یشیم به چنار زنگ میزند و میگوید برای توپراک اتفاقی افتاده چون یه نفر زنگ زد و او با عجله رفت. چنار می اید خونه و از مادر توپراک می پرسد او کجاست که او به دروغ میگوید عمه اش مریض شد و او رفت دیدنش. توپراک وقتی شب می اید چنار می گوید عمه ات بهتر است که توپراک تعجب می کند و مادرش موضوع رو جمع می کند که توپراک تا حالا بیمارستان بوده و خسته است.

با سلام خدمت دوستان عزیز

باید اعلام کنم که سایتی که خلاصه های سریال رو در فیس بوک می گذاشت از قسمت ۵۴ به بعد نداره و یک دفعه رفته سراغ قسمت ۷۹ واقعا اعصابم خرد شده چون این همه وقت گذاشتم و سریال رو قسمت به قسمت ترجمه کردم. حالا کاچی بعض هیچ چی است خلاصه رو از قسمت ۷۹ تا قسمت ۸۴ که تا حالا از ترکیه پخش شده براتون می گذارم. اگر دوستان متنی پیدا کرد که مال قسمت های ۵۵ تا ۷۸ بود لطفا اون متن رو برام در قسمت پیام ها کپی کنه و برام بذاره تا ترجمه کنم

تا انجا که من دست و پا شکسته و از این و ان و از روی نظرات فهمیدم چنار می فهمه که توپراک با شوهر سابقش هنوز رابطه داره و اون رو می بینه از طرفی یشیم برنامه ای طراحی می کنه و توپراک رو می اندازه زندان . بچه یشیم هم بیماری سرطان داره. چنار می خواد توپراک رو طلاق بده و از اینجا بخونید بقیه داستان رو.

توپراک به یشیم اصرار می کنه که حقیقت رو به چنار بگه ولی یشیم می گه اگر بگم دیگه چنار به صورتم هم نگاه نمی کنه. انگار توپراک هم از چنار یه بچه به دنیا اورده ولی این رو از چنار قایم کرده و جالا می خواد همه چیز رو به چنار بگه و یشیم التماس می کنه که به چنار چیزی نگه.

زمرد و نجیب هم مثل اینکه طلاق گرفته اند و افبال می خواهد زمرد را از خونه بیرون کنه ولی نجیب نمی گذارد.توپراک به صورت مصلحتی با مردی به نام احمد ازدواج کرده و الکی می گوید ان بچه احمد است. مثل اینکه یشیم از بچه توپراک مغز استخوان می خواهد تا بچه اش را نجات دهد. سرانجام توپرا ک قبول می کند که به بچه مغز استخوان بدهد به شرط اینکه این مثل یک راز باقی بماند . از طرفی او که دیگر نمی خواهد پیش چنار برگردد بلکه می خواهد فقط اسم بد خود را تمیز کند و دروغ های یشیم را برملا کند. دکتر به توپراک می گوید اسم اهدا کننده ثبت می شود و او نمی تواند چیزی را پنهان کند. از طرفی یشیم کلی پول از بانک میگیره تا به توپرا ک بده و اون عصبانی می شه. از طرفی چنار می فهمه یشیم اون همه پول گرفته و عصبانی می شه از راننده میپرسه یشیم کجا رفته که اونو می بره دم خونه توپراک. وقتی داره با توپراک صحبت می کند احمد می اید و می گوید او همسر من است. اما چنار باور نمی کند و به نظرش از طلاق انها کمتر از ۳۰۰ روز گذشته است پس دادگاه در باره بچه ای که توپراک حامله است دستور تحقیق می دهد. از طرفی مثل اینکه ریحان با اون وکیله که وکیل توپراک بود و اسمش اوکان بود رابطه دارد .

 

احمد به چنار میگه  که با توپراک ازدواج کرده ولی چنار میگه باورم نمی شه توپراک می گه واقعیت داره و احمد می گه که دیگه ما رو تنها بزار. توپراک یه مقدار ناراحت شد که احمد به چنار گفت که ازدواج کردن دوست داشت خودش این موضوع رو به چنار بگه. احمد هم میگه من معذرت می خواهم من نباید بین شما قرار میگرفتم. که توپراک می گه اشکالی نداره بهر حال باید می فهمید.

چنار می ره تو خونه و یشیم رو به زور پرت می کنه تو اتاق و میگه تو همش داری بهم دروغ می گی امروز چرا رفته بودی پیش توپراک؟ یشیم می گه من امروز رفتم چون توپراک روز عروسی امون امده بود اونجا و مادرم به زور بیرونش کرد اومده بود عروسی مونو خراب کنه. چنار گفت من می دونستم و قبل از اینکه با تو عروسی کنم اونو دیدم و بهش گفتم اگه راضی نیست فقط کافی است بگه که اون به من تبریک گفت. از طرفی اون دوباره ازدواج کرده. یشیم می گه چی نمی دونستم. چنار میگه اون همه پول رو چی کار کردی میگه مادرم قمار کرده بود و بدهی بالا اورده بود . چنار می گه نمی دونستم مادرت قمار می کنه ( البته داره دروغ می گه)

نرمین که خواهر احمد باهاش صحبت می کنه و میگه باید برای جایی که می خواهید بچه رو به دنیا بیاورید تصمیم بگیرید و ایا می خوای شناسنامه بچه چنار رو به نام خودت بگیری. که احمد میگه وقتی من با توپراک ازدواج کردم پس این بچه من می شه ولی نرمین می گه اگه چنار بفهمه این بچه رو ازتون می گیره.

توپراک مکالمه اش رو با زمرد قبل از دادگاه بیاد می اورد که زمرد میگه بهتره پاتو از زندگی چنار بیرون بکشی یشیم وقتی صحبت چنار بشه دیونه می شه و هر کاری از دستش بر بیاد می کنه دیدی چه بلایی روز عروسی ات سرت اورد. اون حاضر نیست حتی برای بچه اش از چنار بگذره و بهتره که تو به نوه ام کمک کنی.

توپراک تصمیم می گیره مغز استخوان بچه اش رو اهدا کنه اما به زمرد میگه به یشیم بگو در این مورد چیزی به چنار نگه چنار هرگز نباید بدونه این بچه مال اونه.

چنار توپراک رو با شکم بالا اومده می بینه و می فهمه حامله است می ره خونه و سر یشیم داد میزنه که چرا بهم نگفتی که اون بارداره که یشیم میگه من می خواستم بگم اما توپراک نگذاشت که زمرد خودشو می اندازه جلو و میگه توپراک نمی خواست بهت بگه چون این بچه تو نیست. چنار میگه دروغ می گین و می ره خونه توپراک احمد رو کنار می زنه و به توپراک می گه بگو که این بچه منه بعد رو به احمد می کنه و می گه تو چطور با یک زن حامله که بچه من تو شکمش بوده ازدواج کردی؟ توپراک خودشو می اندازه وسط و می گه این بچه تو نیست بچه احمد است.

 

چنار می گه تو دروغ می گی و اون بچه منه اما توپراک قبول نمی کنه از طرفی زمرد و یشیم نگران هستند که مبادا توپراک چیزی به چنار گفته باشه. چنار میگه اون زمانی که فهمیدی باردار بودی تو در زندان بودی پس بچه رو سقط نکردی. اما توپراک می گه این درست نیست. چنار برای اینکه متوجه همه چیز بشه فرداش به زندان میره با وکیلش تا با دکتر زندان صحبت کنه. دکتر میگه توپراک می خواست بچه رو سقط کنه که من بهش گفتم اجازه پدر بچه مهمه و من این کار را نکردم چنار میگه پس شما سقط نکردید دکتر میگه یک چیزی یادم می اید که توپراک تو زندان با یک زنی دعوا کرده بود و زخمی شده بود شاید اون موقع بچه اش را سقط کرده باشد و ان موقع به نظرم این دعوا عمدی امد تا او بتواند بچه را سقط کند. چنار بعد از اجازه از دادگاه با ان زنی که توپراک باهاش دعوا کرده بود صحبت می کند ولی ان زن هم چیزی به او نمی گوید.

سیتکی شوهر سابق توپراک که در قسمت های قبل نقشه کشیده بود با ان جریان تصادف که توپراک را به خانه اش بکشد و وانمود کند که با او رابطه دارد که بعد ها این قضیه به زندان رفتن توپراک منتهی شد از کار خود پشیمان شده و به یشیم میگوید ما هر دو اشتباه کردیم که یشیم می گوید تو توپراک را می خواستی و من چنار را و اگر تو بهش نرسیدی تقصیر من نیست. چنار از دکتری در میامی امریکا وقت گرفته تا چنار کوچولو را پیش او ببرند و یشیم خوشحال می شود و به مادرش میگوید که قرار است با چنار به امریکا بروند و مادرش هم خوشحال می شود و می گوید حقا که دختر خودم هستی. از طرفی سیتکی وجدان درد گرفته و می خواهد برود و همه چیز را به چنار بگوید و بگوید که توپراک گناهی نداشته است.

 

چنار عصبانی می اید خونه و به یشیم می گه چرا اینقدر به من دروغ گفتی یشیم میگه چی داری می گی . چنار می گه سیتکی شوهر قبلی توپراک همه چیز رو به من گفت. یشیم می گه اون مرد یه احمقه و حرفش رو باور نکن. چنار می گه تو بازی کثیفی راه انداختی و اون مرد همه چیز رو گردن تو انداخنته.

چنار یاد حرف های سیتکی می افته که میگه من همه این کارها رو برای پول نکردم من به توپراک که یک زن حامله بود حمله کردم و برای همین توپراک  می خواست منو بکشه ولی من هرگز با اون رابطه نداشتم. یشیم هم اعتراف می کنه می گه من دیوانه وار عاشق تو هستم و برای به دست اوردن تو به هر کاری دست می زنم. که چنار می گه خفه شو.

چنار تو همیشه منو نادیده گرفتی من اول از همه بهت علاقه مند شدم حتی قبل از لاله من اول تو رو دیدم من اول عاشقت شدم و از همه مهمتر وقتی همه تنهات گذاشتن من کنارت بودم. چنار میگه تو مریضی.چنار بیا بریم امریکا و یه زندگی خوب داشته باشیم ولی چنار میگه دیگه حالم ازت بهم می خوره زود باش از خونه من برو بیرون دیگه نمی خوام ببینمت. یشیم التماس می کنه ولی فایده ای نداره.

در ضمن مردی به نام علی عاشق زمرد شده و به زمرد میگه که من خیلی منتظرم که حلقه رو در دستان تو ببینم و زمرد ازش وقت می خواد تا فکر کنه.

چنار داد و بیداد راه انداخته و می زنه همه چیزو می شکنه زمرد میگه چی شده و چنار میگه خودتو به اون راه نزن تو می دونستی که همه این کارها کار یشیم است و زمرد میگه نه نمی دونستم. چنار همه چیز رو به خونواده اش میگه و میگه ما به توپراک بد کردیم. زمرد با دکتر یشیم حرف می زنه و میگه که یشیم به یک روانشناس احتیاج داره. از طرفی یشیم به نجیب زنگ می زنه و می گه اگه چنار رو برنگردونی من بهش می گم که لاله رو تو دزدیده بودی ( مثل اینکه در قسمت های قبل لاله کوچولو رو نجیب دزیده بوده است و این به گردن توپراک افتاده بوده و به خاطر همین توپراک به زندان افتاده بوده است)

سیتکی می ره اداره پلیس و خودشو معرفی می کنه پلیس می اید در خونه توپراک و بهش میگه باید برای شهادت به اداره پلیس بیای. شرمین مستخدم لاله با سیتکی دوست است و در اداره پلیس به توپراک میگوید که سیتکی بهش خیلی کمک کرده و از طرفی سیتکی اعتراف کرده که به توپراک حمله کرده.

نجیب وقتی تهدید یشیم را می شنود سکته می کند و چنار زنگ می زند و یشیم را تهدید می کند که دیگه حتی نمیگذارد بچه ها را ببیند. زمرد می رود بیمارستان و نجیب را ملاقات می کند . و میگه من فهمیدم هنوز عاشق تو هستم و نمی خوام با علی ازدواج کنم. یشیم با اسلحه توپراک را تهدید می کند که به چنار نزدیک نشود. توپراک میره پیش چنار و میگه یشیم دیونه شده و من می ترسم چنار و توپراک می رن اتاق بچه ها و یشیم رو اونجا می بینن و یشیم میگه بچه ها اماده شین که باید بریم

 

وقتی چنار و توپراک به اتاق بچه ها می رسن می بینن که یشیم بچه ها رو با خودش برده چنار مثل دیونه ها شده از طرفی زمرد کرم رو فرستاده دنبال یشیم اما نتونسته پیداش کنه و کرم هم خیلی نگرانه و میگه که یشیم تعادل روانی نداره. چنار می ره پیش پلیس اما پلیس میگه یشیم همسر قانونی شماست و مادر بچه ها محسوب می شه و شما نمی تونید اقدام قانونی کنید شاید بچه ها رو برده باشه بیرون اما چنار میگه اون ممکنه به بچه ها اسیب بزنه اما پلیس قبول نمی کنه. چنار به توپراک میگه من باید به حرف تو گوش می کردم و بزرگترین اشتباهم این بود که تو رو از دست دادم هزار بار پشیمونم می دونم تو ازدواج کردی و حامله ای و تقاص من اینه که یک عمر بدون تو زندگی کنم. یشیم به مادرش زنگ می زنه و هر چی زمرد ازش می پرسه بچه ها کجا هستند چیزی نمی گه و می گه باید دل چنار برای ما تنگ بشه. زمرد گوشی رو می ده به چنار و چنار میگه بچه ها کجان اما یشیم چیزی نمی گه و گوشی رو قطع می کنه.

زمرد دوباره به یشیم زنگ میزنه و روی پیغام گیر می زاره یشیم راجع چناره گوشی رو بردار. یشیم گوشی رو برمی داره و مادرش می گه چنار دیونه شده و داره همه جا رو دنبال بچه هاش می گرده. یشیم می گه دلش برای من هم تنگ شده که زمرد میگه دیونه نباش اون نگران بچه هاس و تو براش اهمیت نداری یشیم میگه تو دروغ میگی اون کمی عصبانی است اما نمی تونه منو دوست نداشته باشه زمرد میگه حق با تو ا اونم تو رو دوست داره حالا بگو با بچه ها کجایی که یشیم گوشی رو قطع می کنه.

حال پسر یشیم بد می شه و یشیم اونو می بره بیمارستان و به مادرش و چنار زنگ می زنه اونا هم می رن بیمارستان چنار که یشیم رو می بینه یشیم می گه بچه تب داشت اوردمش و حال لاله هم خوبهچنار می خواد یشیم رو از اتاق بندازه بیرون یشیم می گه اون بچه منه و من عاشق تو هستم چنار میگه من از تو متنفر هستم و تنها زنی که من عاشقشم توپراکه که تو اونو از من گرفتی.

توپراک زنگ می زنه به چنار و چنار میگه یشیم رو پید ا کردم و بچه ها رو و الان بیمارستانم چون حال بچه بده و تو اولین کسی بودی که می خوام بهت خبر بدم که بچه ها پیدا شدن.

یشیم می ره سراغ توپراک و با اسلحه تهدیدش می کنه که خانم خوشگله من می خوام برم و تو هم باید با من بیای و گرنه یه گلوله تو سرت خالی می کنم.

 

توپراک به یشیم میگه اسلحه رو بزار کنار و بیا با هم حرف بزنیم یشیم میگه خفه شو راه بیفت باید بریم. زمرد به کرم میگه پلیس می تونه از روی تلفن همراه جای یشیم رو پیدا کنه چنار هم موضوع رو به پلیس می گه.

تو ماشین یشیم به توپراک می گه تو چنار رو از من گرفتی که توپراک میگه من این کار رو نمی کنم و دیگه سر راهت نیستم و اگر باور نمی کنی میتونی به چنار زنگ بزنی و بپرسی. یشیم می گه که اون هم راه بیفته دنبالت و پیدات کنه و بهت بگه هنوز عاشقته نه.

اون کاراگاه شخصی که استخدام کرده بودن به چنار زنگ می زنه و می گه ما داریم تلفن رو ردیابی می کنیم و هر جا ایستاند به شما خبر می دیم . چنار و کرم سریع دارن می رن به اون منطقه که زمرد میگه منم می ایم که چنار نمی گذارد.

یشیم اونو می بره جایی که توپراک و چنار با هم ازدواج کرده بودم یشیم میگه اون روز رو یادت می اید که اینجا با چنار ازدواج کردی یادته چقدر التماست کردم من اول دیدمش و من اول عاشقش شدم اما تو اونو از من گرفتی . در این لحظه پلیس میرسه و میگه اسلحه ات را بنداز. توپراک میگه به پسرت فکر کن اگر من بمیرم بچه ام هم می میرد و در نتیجه پسر تو هم زنده نمی ماند. زمرد هم خود را به انجا می رساند و داد می زند دخترم این کار را نکن. چنار هم همش فریاد می زند و توپراک را صدا می کند یشیم میگوید ببین الان هم فقط به تو فکر می کند و به سمت زمرد رکه همش دارد بهش التماس می کند شلیک می کند. پلیس وارد عمل می شود و یشیم فرار میکند. چنار خود را بالای سر توپراک می رساند و امبولانس می اید و زمرد را می برد و چنار بیش توپراک می رود و چنار همچنان عاشقانه به او نگاه می کند. و میگوید بیا سوار ماشینم شو تا تو را هم به بیمارستان بروم و توپراک قبول می کند. در راه توپراک به چنار میگوید که نمی دانم چرا یشیم اینجوری شده و خیلی دلم به حالش می سوزد. چنار می گوید من نباید تو را رها می کردم و با یشیم می رفتم. در این هنگام احمد شوهر توپراک زنگ می زند و می گوید کجایی حسابی نگرانت شدیم.

در بیمارستان احمد چنار رو می بیند و عصبی می شود و به توپراک میگه بچه خوبه که او  تایید می کنه میگه پس بیا بریم خونه که توپراک می گه من نمی تونم  بیام زمرد زیر عمل است و تا از زیر عمل نیاد بیرون من جایی نمی رم . احمد میگه چرا انقدر نگرانشی که توپراک میگه اگر زمرد  جلوی گلوله رو نمی گرفت من الان نمی دونم کجا بودم . احمد میگه گلوله………

بعد از عمل وقتی توپراک می ره از زمرد تشکر کنه زمرد میگه من این کار رو به خاطر تو نکردم بلکه به خاطر نوه و دخترم این کار را کردم اگر تو تو زندگی ما نبودی هرگز این اتفاق ها نمی افتاد. از اینجا برو.

کرم یشیم رو می بینه اون رفته بیمارستان تا مادرش رو ببینه کرم میگه دیونه چی کار کردی تو به هیچ کس بجز چنار اهمیت نمی دی اگر اتفاقی برای مادر افتاده بود چی می شد. کاش به جای لاله تو مرده بودی الان زنگ میزنم به پلیس تا بیان و دستگیرت کنن که یشیم فرار میکنه.

 

 

تو این قسمت پلیس فکر میکنه که یشیم خودش رو تو اب انداخته به خاطر همین مایکل فلپس شناگر معروف امریکایی می پره تو اب تا یشیم رو نجات بده( اخه مایکل فلپس کجا سریال های ترکی کجا)

چنار و کرم نگران اونجا ایستادن و کرم خودشو مقصر می دونه و می گه اگه من بهش نمی گفتم کاش تو جای لاله مرده بودی این اتفاق نمی افتاد . چنار میگه این اخر خط یشیم بود و او به خاطر حرف تو این کار رو نکرد پس نگران نباش. کرم میگه چه جوری به مادرم بگم که چنار میگه باهم این کار رو می کنیم. چنار به پدرش میگه که یشیم خودکشی کرده و نمیخواد این فکر رو به خودش راه بده که مبادا اون مرده باشه. توپراک می گه چه طوری این اتفاق افتاد که چنار میگه من اونجا بودم می خواستم باهاش حرف بزنم اما اون خودشو پرت کرد و من می خواستم بگیرمش اما نتونستم نگه اش دارم انشاالله که زنده بماند. پلیس به چنار زنگ میزنه و اون مکالمه اش را با توپراک قطع می کنه اونا یشیم رو پیدا کردن

چنار بالای سر یشیم است میگه یشیم ارزو میکردم تو هیچ وقت عاشق من نمی شدی ارزو می کردم که تو همون دختر بی پروا و شجاع باقی می موندی که دل به هیچ کسی نمی بست. من تو زندگی ام دختری به شجاعت تو ندیدم. بلند شو عزیزم تو منو بعد از مرگ لاله نجات دادی یشیم من تحمل این درد رو ندارم من نمی تونم تا اخر عمرم با این گناه زندگی کنم بلند شو یشیم . دکتر نجاتش بدین یشیم بهت قول می دم از پسرمون خوب مواظبت کنم یشیمممم خدانگهدار. زمرد در حالی که داره گریه می کنه میگه چنار تو قاتل دختر منی تو باعث همه این اتفاقات شدی( بیچاره زمرد چنار هر دو تا دخترشو ازش گرفت)

چنار به توپراک زنگ میزنه و بهش می گه یشیم مرد. زمرد در حال تهیه مراسم خاکسپاری است و توپراک می گه همش تقصیر من بود اما چنار می گه احمق نشو تقصیر هیچ کس نیست( یشیم بدبخت رو زیر خاک کرد و بعد راحت با توپراک خوش می گذرونه اعصابمو خرد کرده این چنار)

توپراک برای عرض تسلیت می ره پیش زمرد و زمرد قاطی می کنه میگه تو قاتل دختر من هستی حالا اومدی اینجا تسلیت بگی چنار می گه این قضیه تقصیر هیچ کسی نیست اما توپراک پا می شه و میره. از طرفی حال بچه یشیم بد میشه و به چنار زنگ میزن که بیاد بیمارستان. دکتر در بیمارستان می گه که یک اهدا کننده مناسب برای بچه پیدا شده و همه خوشحال می شن. از طرفی چنار توپراک رو تو بیمارستان می بینه و میگه پس اهدا کننده بچه تو بوده و توپراک می گه این سلول ها مناسب پسرت هستند چون این بچه ماست چنار

(همه چی ارومه من چقدر خوشحالم فقط می خواستن یشیم بدبخت رو زیر خاک کنن تا به خوشحالی خودشون برسن این چناره که عین خیالشم نیست)

بچه خلاصه های این سریال از همین جا تموم می شه این سریال تا همین جا در ترکیه پخش شده و هر هفته شنبه ها ساعت 10/30 یا 11 ازشبکه فاکس ترکیه پخش می شه پس باید هر هفته صبر کنید تا این سریال پخش شه و نویسنده این سریال خلاصه ها رو تو فیس بوک بگذارد تا من برایتان ترجمه کنم پس از این به بعد هر یکشنبه یا دوشنبه منتظر قسمت های جدید این سریال باشید تا ببینیم این سریال دیگه تا کجا می خواد ادامه پیدا کند.

 

همان طور که در خلاصه قبلی گفتم توپراک بچه اش را زودتر متولد می کند تا بتواند مغز استخوانش را به چنار کوچولو پیوند بزنند. بچه توپراک پسر است و نامش را کان گذاشته اند. چنار می فهمد که کان بچه اوست و به بیمارستان می رود ولی توپراک می گوید این پسر توست و هر وقت بخواهی می توانی او را ببینی اما راه من و تو از هم جداست. ریحان و اوکان ان وکیل یشیم هم می خواهند با هم ازدواج کنند که نجیب مخالف است و می گوید شما هنوز از هم شناخت ندارید اما اوکان اصرار دارد که هر چه زودتر با ریحان ازدواج کند. چنار یک روز سرزده می ره خونه توپراک و احمد عصبانی می شه و می گه تو باید همیشه قبل از امدن به اینجا با من هماهنگ کنی و با هم دعوا می کنند که توپراک می پره وسط و قائله را ختم می کند. از طرفی اوکان که یک وکیل است به چنار می گوید چون توپراک باردار بوده ازدواجش با احمد صحیح نیست و در واقع انها با هم ازدواج نکرده اند چون این غیر قانونی است . چنار خوشحال می شود و به دیدن توپراک می رود توپراک به او می گوید که شاید ما با هم ازدواج نکرده باشیم اما من می خواهم پسرم را با احمد بزرگ کنم . از طرفی زمرد سر خاک یشیم قسم می خورد که نگذارد توپراک و چنار به هم برسند. و این اغاز برنامه جدید زمرد است و ورود دختری به نام ازرا در سریال. این دختر با زمرد قرار داد می بندد که چنار را از توپراک دور کند. و در اخر این قسمت زمرد و نجیب دوباره با هم عروسی می کنند.


sharethis


جهت عضویت در سایت کلیک کنید
جهت عضویت در سایت کلیک کنید

نظرات شما برای ما بسیار با ارزش می باشد

لطفا در قسمت نظرات ( پایین صفحه ) نظر خود را بنویسید




178 نظر

  1. الهام گفته است :
    نوامبر 13th, 2012

    Ina to Jedi neveshte b0di??? Baharhal mer30 vali Nefrat kardam az chenar……. Be site man ham sar bezanid

    [پاسخ]

  2. سارا گفته است :
    نوامبر 22nd, 2012

    عجب این فیلمه مسخره میشه یه چنار افتاده وسط همه عاشقشن و از همه هم یه بچه داره همشم پلیس بازی ممنون دوست عزیز از خلاصه خوبتون.

    [پاسخ]

  3. fati گفته است :
    نوامبر 30th, 2012

    خیلی ممنون.چقدر بدم اومد ازچنار….بیچاره یشیم

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ نوامبر 30th, 2012 17:21:

    خواهش میکنم فاطمه

    [پاسخ]

  4. نازلی گفته است :
    دسامبر 3rd, 2012

    متنفرم از چنار خیلی عقده ای شده لاله خوبش میکرد محلش نمیاد

    [پاسخ]

  5. amir گفته است :
    دسامبر 12th, 2012

    آخه عاقلا تقصير چنار چيه هرلحظه بهش ميگفت منعاشق توپراك يشيم خيلي دروغگو بود وهمين طور پست همش دو به هم زني ميكرد من نميدونم چرا شما چنارو مقصر ميدونين اون كه كاري نكرد يششيم يه دختر عقده اي بودكه تايه پسر روي خوش بهش نشون داد حتي ماراعات حال خواهرشم نكردو عاشق اون شد
    واما كسي كه اين متنو نوشته واقعا دمت گرم خسته نباشي راستي بيا وبم لينك تبادل كنيم و در ضمن چه روزي قسمت بعدي رو آپ ميكني

    [پاسخ]

    shadia پاسخ در تاريخ مارس 27th, 2013 02:15:

    حق با شماست دوست عزیز!
    همه می دونن از اولش هم چنار عاشق لاله بود؛ولی یشیم باعث مرگ خواهرخودش شد و سعی کرد از این فرصت استفاده کنه تا به چنار نزدیک شه…چنارم برای اینکه حریم لاله و دخترشو حفظ کنه از یشیم دوری میکرد و حتی با توپراک ازدواج سوری هم داشت که بعدا عاشقش شد و این امر طبیعیه
    حالا چیه که همه یشیم یشیم می کنن؛ از همون اول این دختره کنه بود.
    اگرچه توپراکم اشتباهات زیادی کرد؛همش از مشکلات فرار میکرد و برای اینکه کسی آسیب نبینه همش کنار میکشید،در صورتیکه خیلی اوقات(تقریبا همیشه)باعث ناراحتی خودشو چنارو مادرش اینا میشد…بیشتر داستان بخاطر همین اتفاقات ادامه پیدا کرده
    من فقط دلم میخواد بدونم آخرش چی میشه!!!!این تپراک بالآخره عاشق چناره یا نه؟!؟!؟!؟!!!؟!؟؟!

    [پاسخ]

  6. عسل گفته است :
    دسامبر 12th, 2012

    چنارچقدر ادم بيخوديه.

    [پاسخ]

  7. رسول گفته است :
    دسامبر 12th, 2012

    من از یشیم بدم می یاد هرچی سرش بیاد حقشه . فقط می خواست نزاره چنار به تپراک برسه . من عاشق تپراکم

    [پاسخ]

  8. Roya گفته است :
    دسامبر 13th, 2012

    عالی بوووووووووووووووود…
    مرررررررررررررررررسی

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دسامبر 13th, 2012 17:24:

    ممنون از شما

    [پاسخ]

  9. yasamin گفته است :
    دسامبر 13th, 2012

    چقدرر طووووووووووووووووووووووووووووووووووولاني!! اگه مسخره نشه خوبهههه

    [پاسخ]

  10. yasamin گفته است :
    دسامبر 13th, 2012

    اقاي مدير افرين به شما كه تركي خونديد و الان واس ما ترجمه ميكني!!!مرررررسي بهش برسيييييي

    [پاسخ]

  11. amir گفته است :
    دسامبر 15th, 2012

    اقاي نويسنده لطفا قسمت 87 به بعد را نيز ترجمه كرده بگذاريد بابا مگه ميخواين كوه بكنين والا اگه ما فيس بوك داشتيم يعني فيلتر نبود خودمون ميرفتيم نگاه ميكرديم الان يه ما همينو گذاشتي بسه ديگهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه اه اه اه

    [پاسخ]

    شبنم پاسخ در تاريخ دسامبر 24th, 2012 19:50:

    لطف کنید قسمت های بعدی رو هم بذارین چقدر دیگه منتظر بمونیم ی ترجمس کار شاقی که نمیخواین بکنین

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دسامبر 25th, 2012 10:10:

    فکر کنم قسمت های دیگش هم گذاشته شده

    [پاسخ]

  12. بیتا گفته است :
    دسامبر 15th, 2012

    دستت درد نکنه آقا یا خانم نویسنده خیلی خیلی ممنون از این متن.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دسامبر 16th, 2012 18:34:

    خواهش میشود

    [پاسخ]

  13. پگاه گفته است :
    دسامبر 16th, 2012

    من نميدونم اين نويسنده هاي ترك چرا اين قدر داستان رو كش ميدن و مسخره و چرت ميكنن.
    ديگه حالم از همشون بهم ميخوره
    من نميدونم اين نويسنده ها تو كدوم دنيا سير ميكنن كه همچين داستان هايي رو مينويسن
    اگه اين طوريه داستان فك كنم موقعي كه سريال تو جم تموم بشه قرن 22 باشه

    [پاسخ]

    shahba پاسخ در تاريخ ژانویه 9th, 2013 14:42:

    are daghighan!

    [پاسخ]

  14. عسل گفته است :
    دسامبر 17th, 2012

    لطفا قسمت هاي87 به بعد راهم بگذاريد تشكر

    [پاسخ]

  15. چنار ايلگاز گفته است :
    دسامبر 17th, 2012

    لطفا قسمت هاي87 به بعد راهم بگذاريد تشكر

    [پاسخ]

    لاله تاشكيران پاسخ در تاريخ دسامبر 17th, 2012 17:01:

    راست ميگه چنار لطفا بذاريد

    [پاسخ]

  16. توپراك گفته است :
    دسامبر 17th, 2012

    لطفا قسمت های۸۷ به بعد راهم بگذاریدخيلي ممنونم

    [پاسخ]

  17. ماه گفته است :
    دسامبر 17th, 2012

    سلام… عاااااااااااالی بود مرسی….. دمت گرم .. به وبلاگ من هم سر بزنی خوشحال میشم!

    [پاسخ]

  18. يشيم گفته است :
    دسامبر 17th, 2012

    من ديدم سايت هاي ديگه تاقسمت90رادارند لطفا شماهم بذاريد ممنونم

    [پاسخ]

  19. رویا گفته است :
    دسامبر 18th, 2012

    وای حالم از چنارو تپراک بهم میخوره.چقدر چنار میتونه سنگ دل باشه.درسته یشیم بد بود اوایل ولی بعدش واقعا عاشق چنار بود.مرسی از ترجمه خوبتون.

    [پاسخ]

  20. ladan گفته است :
    دسامبر 18th, 2012

    سلام
    مرسی بابت ترجمه قسمت های سریال که میگذارید اصلا با خلاصه جاهای دیگه قابل مقایسه نیست.
    منتظر قسمت های بعدی هستیم.
    با تشکر فراوان

    [پاسخ]

  21. paris گفته است :
    دسامبر 19th, 2012

    merccccccccccccccc…hala ke 21 december nazdike laaghal :D tnxxxxxxxxxxxbedonim akhare ina chi mishe

    [پاسخ]

  22. amir گفته است :
    دسامبر 21st, 2012

    بابا شما اصلا گوش نميكنين مخاطبتون چي ميگه الان 4 بار اومدم گفتيم بقيشو بذارين مگه ميخواين چيكار كنين آقا تو رو خدا بذارينننننننننننن دنيام كه تموم نشد

    [پاسخ]

  23. shaghayegh گفته است :
    دسامبر 24th, 2012

    kheili dare maskhare mishe,az chenar halam b ham mikhore,ye zare ehsas nadare,bichare yeshim,dos daram chenaro khafe konam,rasti az tarjomeye jhobeton mamnonam,vali ey kash dastan jor dg mibod.

    [پاسخ]

  24. shaghayegh گفته است :
    دسامبر 24th, 2012

    kheili dare maskhare mishe,az chenar halam b ham mikhore,ye zare ehsas nadare,bichare yeshim,dos daram chenaro khafe konam,rasti az tarjomeye khobeton mamnonam,vali ey kash dastan jor dg mibod

    [پاسخ]

  25. خالد گفته است :
    دسامبر 25th, 2012

    ممنون از ترجمه ی زیباتون به امید ترجمه های بیشتر از شما تا مجبور به دیدن این فیلمهای ترکی مسخره نشیم خدایی مسخرن ( وی له قوزی دایکان بم ده گه ل فیلمیان )

    [پاسخ]

  26. نگین گفته است :
    دسامبر 28th, 2012

    سلام . خیلی ممنون از لطفتون .
    گویا مجموعه خلاصه هایی که از 31 تا 86 به صورت چند قسمتی گذاشتین دقیقا از ادامه ی فسمت 87که ما در جم می بینیم هستش . شایا امکانش هست که خلاصه ی داستان رو بعد از ورود ازرا هم بذارید؟
    ممنون از لطفتون

    [پاسخ]

  27. yasna گفته است :
    دسامبر 29th, 2012

    vay kheyli mamnonam ke enghad khobo bahal tarjome kardid vali khaaahesh mikonam az ghesmate 86 bE badam bezarid PLZ

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دسامبر 29th, 2012 23:48:

    گذاشته شده دوست عزیز

    [پاسخ]

  28. behnaz گفته است :
    دسامبر 31st, 2012

    aziiizam mamnon az tarjomehat.age mishe linke ghesmate 86 be baeda vasam bezarin peydash nemikonam.mamnoon

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دسامبر 31st, 2012 15:36:

    ممنون
    دوستان عزیز؛اگه خواستین خلاصه های دیگه رو ببینید از قسمت جستجو (بالای صفحه-سمت چپ) استفاده کنید
    مثلا بزنید عمر گل لاله،بعد از جستجو همه نتیجه ها میاد براتون
    من برای نمونه جندتا لینکشو میزارم:
    http://www.jazabe.com/kholase-gesmate-87-omre-gole-lale.html
    .
    http://www.jazabe.com/kholase-gesmate-88-omre-gole-lal.html

    [پاسخ]

    behnaz پاسخ در تاريخ ژانویه 3rd, 2013 19:03:

    عزیزم اینا را خودم آوردم ولی آخه اینا را که خودمون تو جم دیدیم قسمتهای جدیدا بذارین
    تو fax ترکیه الان قسمته چنده؟

    [پاسخ]

  29. مسعود گفته است :
    ژانویه 3rd, 2013

    چه کیفی کردم یشیم مرد. تاحالاازمرگ کسی انقدر خوشحال نشده بودم. یشیم به دروغ به خواهرش میگفت چناردوست نداره همین حرفاروهم به چنارمیگفت درواقع یکی ازعوامل مرگ لاله خودیشیمه انقدربین اونااختلاف انداخت که آخرین حرف چناربه لاله این بودکه مابه پایان راه رسیدیم.

    [پاسخ]

  30. a2 گفته است :
    ژانویه 7th, 2013

    وااااای…. مرسی!!! از این که یشیم مرد خوشحالم. دختر بد هیکل بد قواره…
    ایییییش….
    من حرف مسیو مسعود رو خیلی قبول دارم.
    ولی در کل یشیم باید میمر. حالا ما میگیم عشقش به چنار درست. ولی انصافا آویزون بود… اگه من این جوری بودم انقدر به خاطر یه پسر خودمو کوچیک نمیکردم

    [پاسخ]

  31. mobin گفته است :
    ژانویه 10th, 2013

    وای چه قدر طولانیهههههههههههههههههههههههههه

    امیدوارم اخرش خوب تموم شه از شمام برای ترجمه ی خوبتون ممنونم.راستی چند قسمته؟؟؟

    [پاسخ]

  32. فرناز گفته است :
    ژانویه 11th, 2013

    بیچاره یشیم چه سرنوشت تلخی داشت از توپراک متنفرم.واقعا ایکبیریه شبیه مرغه!!!!!!!ایشالله آخرش توپراک هم بمیره

    [پاسخ]

  33. فرناز گفته است :
    ژانویه 11th, 2013

    از توپراک بدم میاااااااااااااااااااااااااااد.ایشالله هیچ وقت به چنار نرسه

    [پاسخ]

  34. زین ملک گفته است :
    ژانویه 11th, 2013

    عاشقتم یشیم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:25:

    متنفرم از یشششیییممم دروغ گو

    [پاسخ]

  35. Alm گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیرازقسمت 68به بعد لینکشو بزار

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 12th, 2013 08:49:

    آقا تا قسمت 94-95 هست
    از قسمت جستجوی سایت بزنید “عمر گل لاله” میاد
    موفق باشید

    [پاسخ]

  36. اموزشگاه علیون گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیرازقسمت 68به بعد لینکشو بزار خواهش میکنم والا من گزینه جستوجوندیدم

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 12th, 2013 08:50:

    چرا هست؛نوار بالا که نوشته صفحه :” صفحه اصلی” همونجاست ، آخر همون نوار سمت چپ

    [پاسخ]

  37. صادق گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیرگزینه جستجونیست خواهشن لینکشو بزار تراخدا

    [پاسخ]

  38. علی گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیرخواهشا لینک بزار

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 12th, 2013 13:32:

    دوست عزیز
    شما بالای سایت سمت چپ رو یه نگاه بندازید

    http://www.jazabe.com/upload/2013/01/Search.jpg

    [پاسخ]

  39. علی گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیرنواربالاگزینه جستوجونداره

    [پاسخ]

  40. علی گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیربخداداخل مرورگرمن نشون نمیده لینک بزار

    [پاسخ]

  41. علی گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیردیدم ولی هرچی سرچ میکنم چیزی نمیاد

    [پاسخ]

  42. علی گفته است :
    ژانویه 12th, 2013

    مدیرقسمت68به بعدنیست اونی که میگی قسمت95توشبکه جم گذاشته توfoxقسمت چنده

    [پاسخ]

  43. fati گفته است :
    ژانویه 14th, 2013

    خیلی خوب بود واقعا merC :) عالی بود.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 14th, 2013 06:49:

    خواهش میکنم دوست عزیز

    [پاسخ]

  44. fati گفته است :
    ژانویه 14th, 2013

    عالی بوووووووووووود merC :)

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 14th, 2013 06:49:

    مرسی از نظرتون

    [پاسخ]

  45. بهراد گفته است :
    ژانویه 14th, 2013

    حالا جم قطع شده چی کار کنیم این و ولش کن شمیم عشق تا زه به قسمتای با حالش بود میشه اخر ش رو بنویسید ممنون

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 14th, 2013 21:10:

    دوست عزیز
    باید صبر کنید

    [پاسخ]

  46. donya گفته است :
    ژانویه 14th, 2013

    سلام
    مرس از ترجمه هاتون
    خیلیییییییییییییییییی عالی بود
    کیف کردم که یشیم مرد
    اصلا هم تقصیر چنار نبود
    یشیم فقط بلد بود دروغ بگه و فتنه به پا کنه
    اخه پاکتر و معصوم تر از توپراکم مگه هست؟
    این همه ت. زندگیش سختی کشید
    اون از اون سیتکی مسخره و از اون خواهر بدجنسش اینم از یشیم
    واقعا حقشه یه زندگی خوب داشته باشه

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 14th, 2013 21:10:

    سلام
    ممنون از نظرتون دنیا خانم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:23:

    من با نظرت 100درصد موافقم

    [پاسخ]

  47. باران گفته است :
    ژانویه 14th, 2013

    از یشیم متنفرم خدا رو شکر گور بگور شد با اون مادر روانی تر از خودش امیدوارم زمرد هم نفله بشه بیچاره توپراک و این چنار دهن بین خاک بر سر که این همه دروغ یشیم اشغالو نفهمید

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:22:

    خوب چجوری می فهمید منم بودم نمی فهمیدم
    واقعا تپراک عالیه

    [پاسخ]

  48. مریم صالحی گفته است :
    ژانویه 15th, 2013

    عالی بود واقعا ممنون

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 15th, 2013 06:41:

    ممنون از نظر شما
    هدف ما جلب رضایت شما دوستان عزیزه

    [پاسخ]

  49. مينا گفته است :
    ژانویه 15th, 2013

    با سلام ممنون از ترجمتون.ياشيم خيلي پست و رذل بود بادروغ و دغل ميخواست به عشق شيطانيش برسه واما از چنار كه يه ادم سست مزاجي بود كه با هر كسي ميرفت و ازجازه ميداد ياشيم برقصونتش.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 15th, 2013 13:49:

    خواهش میکنم دوست عزیز

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:21:

    چنار هیچم ادم سست مزاج نیست

    [پاسخ]

  50. ملینا گفته است :
    ژانویه 16th, 2013

    سلام….همونطور که میدونید شبکه جم تی وی که این سریال رو میداد قطع شده
    لطفا تا آخر سریال خلاصه رو اینجا بنویسید..ممنونم
    عالی بود مطالبت

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ ژانویه 16th, 2013 16:37:

    با سلام
    انشالله
    در حال حاظر تا قسمت 96 در این سایت قرار داده شده

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:20:

    الان که برا ما وصله

    [پاسخ]

    haniye پاسخ در تاريخ آوریل 3rd, 2013 15:16:

    برای ما هم وصله

    [پاسخ]

  51. dorsa گفته است :
    ژانویه 16th, 2013

    10/30-11 صبح يا شب

    [پاسخ]

  52. مهناز گفته است :
    ژانویه 19th, 2013

    سلام …بسیار ممنونم… خسته نباشید..من این سریال ه رو دنبال میکردم اما الان gem tv قطع شده…. بازهم از شما سپاسگزارم…

    [پاسخ]

  53. مهدیه گفته است :
    ژانویه 24th, 2013

    چرا اینجور شد یه سوال اخرش با چنار باتوپراک ازدواج میکنه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:19:

    بله

    [پاسخ]

  54. دینا گفته است :
    فوریه 6th, 2013

    سللللللللللللللللللللللللللللللام
    بابا اینا همش سرکاریههههههههههه
    ما که از وقتی این توپی خانم(همون شیربرنج وارفته) اومده تو عمرگل لاله دیگه نگاش نکردیم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:19:

    شیر برنج وا رفته نفهم همون یشیمه نه تپراک دینا خنگ

    [پاسخ]

  55. حامد گفته است :
    فوریه 7th, 2013

    تپراك بهترين راه به چنان ازدواج كني

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:18:

    موافقم

    [پاسخ]

  56. یشیم گفته است :
    فوریه 12th, 2013

    چنار که تقصیری نداره فقط توپراک هی یکی به دو می کنه یشیم هم عاشق دیگه چی کارش کنیم

    [پاسخ]

  57. یشیم گفته است :
    فوریه 12th, 2013

    چنار که تقصیری نداره فقط توپراک هی یکی به دو می کنه یشیم هم که عاشق چی کارش کنیم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:17:

    توپراک یکی بدو نمیکنه ای یشیم خنگ

    [پاسخ]

  58. زیب النساء گفته است :
    فوریه 12th, 2013

    واقعا که توپراک چی داره این قدر چنار دوستش داره دخترهی کله شق

    [پاسخ]

    سمر پاسخ در تاريخ فوریه 13th, 2013 19:13:

    دوست عزیز دستت درست ممنون ولی یه خواهش ج منو بدین آخره آخرش چی میشه خواهشا ج بدین؟؟؟؟؟!!!!!!

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ فوریه 13th, 2013 19:43:

    خواهش میکنم دوست عزیز
    اما واقعا اطلاعی ندارم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:16:

    زیبایی عشق پایدار خوب همه صفت های خوب رو باید نام ببریم عقلا از یشیم خیلی با فهم تره

    [پاسخ]

  59. سمر گفته است :
    فوریه 13th, 2013

    دوست عزیز دستت درست ممنون ولی یه خواهش ج منو بدین آخره آخرش چی میشه خواهشا ج بدین؟؟؟؟؟!!!!!!

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:14:

    آخرش قربون من (تپراک) با چنار عروسی می کنه و در حال بوسیدن عاشقانه یکدیگر با تفنگ دست چنار زخمی میشه.تپراکم

    [پاسخ]

  60. کارزان گفته است :
    فوریه 14th, 2013

    عشق مرز نمیشناسه تو عشق دنبال مقصر گشتن خطاست و یشیم باید نهایت تلاششو میکرد و هم چنار و هم توپراک

    [پاسخ]

    کارزان پاسخ در تاريخ فوریه 14th, 2013 15:49:

    کاش اخر عشقا به جدایی نمیکشید … دردیه که هیچی مداواش نمیکنه !

    [پاسخ]

  61. دوست گفته است :
    فوریه 19th, 2013

    یشیم الهی برات بمی رم من تو زو خیلی دوست دادم و واقعا برای چنار متاسفم آخه حیف تو به این خوبی نیود عزیز دلم

    [پاسخ]

  62. دوست گفته است :
    فوریه 19th, 2013

    یشیم الهی برات بمی رم من تو زو خیلی دوست دادم و واقعا برای چنار متاسفم آخه حیف تو به این خوبی نیود عزیز دلم
    دوست دارم یشیم جون

    [پاسخ]

  63. nooshin گفته است :
    فوریه 20th, 2013

    سلام دیگه خسته شدیم از قهرمان بازی توپراک دیگه تکلیف رو مشخص کنه اگه واقعا چنار رو میخواد با یشیم مبارزه کنه و گرنه یشیم رو دیگه اذییت نکنه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:12:

    این وسط تپراک داره اذیت میشه نه یشیم

    [پاسخ]

  64. نگین گفته است :
    فوریه 20th, 2013

    خیلی باحال بود واقعا زحمت کشیدین.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ فوریه 22nd, 2013 00:43:

    خواهش میکنم نگین عزیز

    [پاسخ]

  65. هدیه گفته است :
    فوریه 22nd, 2013

    عاشق فقط یشیمه که یکی رو می خواست وبس نه توپراک که یه بار واسه یوسف میره و یه بارم واسه چنار و نه چنار که به لاله می گفت بعد تو هیچ کس و حالا عاشق توپراک فقط یشیم عشقه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:11:

    تپراک هم از ته دل بیشتر از یشیم چنارو دوست داره

    [پاسخ]

  66. سمی گفته است :
    فوریه 22nd, 2013

    منم با هدیه جون موافقم یشیم یه عاشق واقعیه.تپراکم یه ادم موزی به تمام معنا خاک تو سرش که زندگیه یشیمو خراب کرد تازه زندگیه ابجیشم میخواست خراب کنه اسمشم گذاشتن ادم خوب.درکل تو این فیلم اینا اسم هوساشونو میذارن عشق.ادم فقط یه بار عاشق میشه مثل یشیم.نه مثل چنارو تپراک زشتو بقیه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:09:

    یشیم بی شعوره شما ها طرفدارش نیستین به تپراک جونم حسودی می کنین

    [پاسخ]

    الیزالبت پاسخ در تاريخ مارس 13th, 2013 02:05:

    خاک توسره توپراک جونت.

    [پاسخ]

    لاله پاسخ در تاريخ آوریل 24th, 2013 15:12:

    حالم از ادمای موذی و اب زیرکاهی مثل توپراک بهم میخوره یشیم خیلی عالییه واقعا یه عاشق واقعیه

    [پاسخ]

  67. parisa گفته است :
    فوریه 23rd, 2013

    واقعا خیلی بد تموم میشه داستان. چقدر دلم واسه یشیم میسوزه. از همون اول از تپراک بدم میومد آخه تا چه حد آدم میتونه بد باشه و مدام فیلم بازی کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا که میدونم چه بلاهایی قرار سر یشیم بیچاره بیاد دلم نمیخواد فیلمو نگاه کنم. به هر حال ممنون از زحمتی که کشیدید

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ فوریه 23rd, 2013 15:52:

    خواهش میکنم پریسا جان

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:07:

    همین که شماها نگاه نکنین بهتره حسودا

    [پاسخ]

  68. saya گفته است :
    فوریه 25th, 2013

    واقعأ دلم واسه یشیم میسوزه،اون فقط بخاطر چنار عوضی این بلا سرش اومد…حیف یشیم ب این خوشگلی…..

    [پاسخ]

    ماهک پاسخ در تاريخ مارس 1st, 2013 03:04:

    موافقم…

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2013 20:07:

    نمی خواد موافق باشی ایش

    [پاسخ]

    ماهک پاسخ در تاريخ مارس 3rd, 2013 02:34:

    بروباباتوچی میگی..عاشششقتم یشیم.

  69. اعصاب خراب گفته است :
    فوریه 26th, 2013

    خسته نباشيد واقعأ ممنون ترجمه تون خيلي عالي بود، اين يشيم اعصاب معصاب برامون نذاشت به خدا، همون بهتر كه مرد، والله يك عده از دستش راحت شدن، من كه تا اينجاى سريال نصفه موهايم سفيد شد لابد تا قسمت آخر كه برسه رو سرم يه دونه موى سياه پيدا نميشه، آخه اينم شد سريال؟؟؟ هر يك نفر تو اين سريال ٢ نفر عاشقشن، آدم نميدونه كي با كيه!؟ نسبتها همه خر تو الاغه ! بايد مغز خر را مدال كنيم بندازيم گردن كارگردانش!!!

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ مارس 31st, 2013 18:11:

    بابا ايول داداش عجب نظر مشتيي دادي حرف دل منو زدي راستش من از وقتي فهميدم اين يشيم خيره سر ميميره شب ها با خيال راحت مي خوابم

    [پاسخ]

  70. سمیه گفته است :
    فوریه 27th, 2013

    کاش آخر سریال توپراک و چنار به هم نرسند.یشیم که مرد کاش چنار هم بمیره توپراک تو کف بمونه

    [پاسخ]

  71. فاطمه گفته است :
    فوریه 27th, 2013

    سلام از فیلم شما لذت بردیم امیدوارم چنار به تپراک برسه نیب خان به زمرد و ابقال خانوم هم برسه چنار دوست دارم عاشقتم چنار

    [پاسخ]

  72. بهار گفته است :
    فوریه 27th, 2013

    چنار دوست دارم عاشقت تپراک

    [پاسخ]

  73. نگین گفته است :
    مارس 2nd, 2013

    سریال به این آشغالی تو عمرم ندیدم خیلی مزخرف یه خرسی وسطه که چند نفر عاشقشن اصلاً محتوا نداره نکته آموزنده نداره این فیلم

    [پاسخ]

    nori پاسخ در تاريخ مارس 11th, 2013 23:58:

    منم واقعا قبول دارم اونايي كه اين كار هارو ميپسندند هنوز همين بلا سر خانوادشون نيومده ماشالله تو ايران اين چيزا كم نيست

    [پاسخ]

  74. نفع گفته است :
    مارس 2nd, 2013

    اسم بچه یشیم ایزله اوهوی.بعدشم چنار عالیه دلت الکی واسه یشیم نسوزه .

    [پاسخ]

  75. نفع گفته است :
    مارس 2nd, 2013

    اوهوی بی شعور یشیم خودش این بلا رو سر چنار آورده

    [پاسخ]

  76. مهربان گفته است :
    مارس 3rd, 2013

    قابل توجه اونايي كه از يشيم طرفداري ميكنن و دوستش دارن و به نظرشون يشيم هيچ كار بدي نكرده : بايد بگم ديگه ميخواستين چي كار كنه ؟ شوهر دزد كه بود، دروغگو و حسود كه بود، دائم در حال نقشه شيطاني كشيدن كه يه جوري به اطرافيانش خصوصأ اون تپراك طفلكي آزار برسونه، آويزون و بي شخصيت هم كه بود اين آخرسري ها كه تهمت زني هم به كاراش اضافه شد، به اون پرستار بينوا تهمت دزدي زد، فقط آدم نكشته بود كه اونم چيزي نمونده بود انجامش بده و نزديك بود مامان بدتر از خودشو بفرسته به جهنم ! پس شماها چي رو نگاه ميكنين ؟ اين همه خباثت رو نمي بينين ؟؟ بابا آخه يه نگاهي به دور و ور خودتون بكنين !!! مدير عزيز بازم ازتون براى اين ترجمه ى خوب تشكر ميكنم، به اميد نوشتن ادامه آن.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ مارس 3rd, 2013 23:00:

    ممنونم از شما دوست عزیز
    باید به اطلاعتون برسونم که تا الان حدود 111 قست منتشر شده توی سایت جذبه

    [پاسخ]

    الیزالبت پاسخ در تاريخ مارس 10th, 2013 02:17:

    ایشالا که دردوبلا یشیم بخوره تو سره توپراک.

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ مارس 31st, 2013 18:13:

    ايشالا توپراك هر چي دردو بلا داره بخوره توي فرق سر يشيم

    [پاسخ]

  77. یسنا گفته است :
    مارس 4th, 2013

    اسم بچه ی یشیم ایزل نه چنار خیلی دروغ میگین فکر نکنم با این همه دروغ سایتتون طرفدار داشته باشه

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ مارس 4th, 2013 22:26:

    اگه جایی اشتباهی پیش اومده به بزرگواری خودتون ببخشید و اصلاح کنید

    [پاسخ]

  78. الیزالبت گفته است :
    مارس 8th, 2013

    خیییییییییلی دوست دارم یشششششییییییییم

    [پاسخ]

  79. ... گفته است :
    مارس 8th, 2013

    میشه بفرماییدنظربنده توکدوم سوراخی رفته؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  80. یاسمن گفته است :
    مارس 10th, 2013

    خوب نبود.

    [پاسخ]

  81. یاسمن گفته است :
    مارس 10th, 2013

    من توی سریال عمر گل لاله زمرت خانم رو از همه بیش تر دوست داررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ مارس 31st, 2013 18:15:

    به جاي شما من ازش متنفرم

    [پاسخ]

    مهربان پاسخ در تاريخ آوریل 11th, 2013 02:20:

    بايد جفتشون را ( يشيم و مادرش ) به يك گاري بست !!!

    [پاسخ]

  82. مریم گفته است :
    مارس 11th, 2013

    واقعابرای طرفدارای یشیم متأسفم که این طرز فکرو دارن. اگه عشق یشیم واقعی بود میذاشت چنار خوشحال باشه و با کسی که دوسش داره باشه و انقد اونوتو دردسر نمینداخت.نه اینکه به زوربخوادصاحبش بشه.یشیم 1آدم خودخواهه که به هر چیزی که بخواد هرجوری شده باید بهش برسه.ممنون ازترجمتون.عااالی بود

    [پاسخ]

  83. دیانا گفته است :
    مارس 11th, 2013

    خیلی ممنوون عالی بوود …یشیم چوب خودخواهی خودشو خورد دلم واسش مسیوزه چون حتی خارج از فیلم خیلی ها هستن که اینجورین…باید عبرت گرفت

    [پاسخ]

  84. nori گفته است :
    مارس 11th, 2013

    خوب نتيجه ميگيريم هر وقت عاشق كسي شديم اگه يه وقت داماد ماشد يه كاري ميكنيم خواهرمون بد بخت شه بعدش كه خواهرمون مرد دامادو ميبريم تو كشتي بهش مشروب ميديم تا مست كنه بعد ميريم تو بغلش حامله كه شديم ميگيم از عشق بچه دار شديم بعد بچه رو قايم ميكنيم كسي نبينه بعد كه بهش نرسيديم تا ميتونيم زندگيش رو خراب ميكنيم خلاصه بگم هر كسي رو دوست داره از هر كاري دريغ نكنه …..واقعا كه چقدر آموزنده بود مخصوصا براي كسايي كه از كار يشيم خوششون اومده بود…….

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مارس 27th, 2013 19:50:

    نوری جون واقعا با نظرت موافقم نمی دونم چی بگم خب هرکسی یک سری اصول اخلاقی برای خودش داره که این اصول می تونه درست باشه یا غلط اما اگه یک روز اصول غلط معنی و مفهوم درست به خودش بگیره بایدفاتحه اون فرهنگ وملت رو خوند

    [پاسخ]

  85. sahar گفته است :
    مارس 12th, 2013

    che filme mozakhrafi toprak omade po0d faghat yeshimo degh bede khak to sare chenar ke ghadre yeshimo eshghesho nado0nest khaaaaaaaaaaaak

    [پاسخ]

  86. نسريني گفته است :
    مارس 17th, 2013

    همه شون مقصرن نه اصلا هيچكي مقصر نيست نويسنده مقصره…اينم فيلم نامه بود اخه…دست هرچي فيلم هندي بود از پشت بستن…خاك تو سرشون….سريالهاي ايراني خودمون بهتر هست

    [پاسخ]

    الیزالبت پاسخ در تاريخ مارس 18th, 2013 03:05:

    عزیزم اگه ماسریال ایرانی خوب داشتیم که نمیرفتیم فیلمای جم روببینیم.

    [پاسخ]

  87. ثمين گفته است :
    مارس 18th, 2013

    مگه ميشه اين همه قسمت داشته باشه جزو محالاته به اين نوشته توجه نكنيد همه دروغه

    [پاسخ]

    ata hadi پاسخ در تاريخ مارس 22nd, 2013 17:41:

    دوست عزیز این سریال طولانی هس و جز محالات هم نیس. سایت ما نیازی به دروغ پراکنی نداره لطفا مارو بدون دلیل محکوم نکنید

    [پاسخ]

  88. mona گفته است :
    مارس 24th, 2013

    naaaaaaaaaaaa yeshim nabayad bemire

    [پاسخ]

  89. هدا گفته است :
    مارس 28th, 2013

    سلام
    یاشیم هرچی سرش بیاد حقشه چون نمیخواد 1ذره منطقی باشه عشق زورکی میخواد گرچه درکش میکنم چون منم عاشقم ولی این حق رو بهش نمیدم که انقدر کارای غیرانسانی انجام بده اما خداییش توپراکم دیگه خیلی سادس

    [پاسخ]

  90. بهار گفته است :
    مارس 30th, 2013

    من از يشيم بدم نمياد…بلكه ازش متنفرم…هرچي هم سرش بياد حقش نيست…بلكه كمش هم هست!!حتي مردنم واسش كمه…

    [پاسخ]

  91. الهام گفته است :
    مارس 30th, 2013

    عالی بود ممنون منم از یشیم بدم میاد اگه صادق بودو واقعا چنارو دوسش داشت این همه فیلم بازی کردن لازم نبود به عشقشم میرسید انقد دورو و پست بود که هرکی باشه ازش متنفر میشه

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ آوریل 1st, 2013 18:33:

    خواهش میکنم دوست عزیز
    و از اینکه نظرتون رو گذاشتید و به ما لطف داشتید بی نهایت متشکریم

    [پاسخ]

    haniye پاسخ در تاريخ آوریل 3rd, 2013 15:10:

    باهاتون موافقم خیلی زیاد

    [پاسخ]

  92. ali گفته است :
    مارس 31st, 2013

    يشبم هر چي سرش بياد حقشه بابا مگه توي اون شهر فقط يه مر د وجود داره كه اين خانوم بهش گير بده تازه اين چنار بدبخت زن هم داره يشيم فكر مي كنه چون اون اول چنار رو ديده چنار مال اونه!!! آخه اين چه منطقيه! يه چيز ديگه من نميدونم چر ا اين خانوم يا آقاي مدير سايت از چنار بدش مي ياد به خدا من هم اين سريالو قسمت به قسمت دنبال مي كنم يادم نمياد چنار از يشيم خواسته باشه كه عاشق باشه كه يشيم مثل كنه بهش چسبيده.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ آوریل 1st, 2013 18:29:

    ممنون از نظر شما
    اما باید به اطلاع شما که فرمودید: (آقای مدیر سایت از چنار بدش میاد…)
    برسونم که من اصلا این سریال رو نمیبینم.
    موفق باشید

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ آوریل 3rd, 2013 22:15:

    مي تونم دليلشو بپرسم؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  93. zohre گفته است :
    آوریل 2nd, 2013

    خیلی عالی بود
    ممنون

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ آوریل 2nd, 2013 08:07:

    خواهش میکنم زهره خانم؛قابلی نداشت

    [پاسخ]

  94. مهربان گفته است :
    آوریل 3rd, 2013

    سلام مدير عزيز پس اين يشيم شيطان صفت كى ميميره؟ همه را جون به سر كرد ولي خودش نمرد، چند تا قسمت تا مردنش باقي مونده؟

    [پاسخ]

  95. haniye گفته است :
    آوریل 3rd, 2013

    واااااااااااااااااااااااای واقعا جالب بود ولی منم میگم هر چی سر یشیم بیاد حقشه اما بعضی وقتا دلم براش میسوزه

    [پاسخ]

    لاله پاسخ در تاريخ آوریل 24th, 2013 15:22:

    یشیم با هر کسی مثل خودش رفتار می کنه و حقشونو میذاره کف دستشون توپراکم زندگی یشیمو نابود کرد مثل بقیشون

    [پاسخ]

  96. هستي گفته است :
    آوریل 7th, 2013

    حالم از چنار و توپراك بهم ميخوره زيادي خودشونو به احمقي ميزنن اون از توپراك كه ميخاد زيادي مهربون باشه چه معني داره ادم به شوهر قبليش اينقدر مهربوني كنه حقشه كه چنار بهش شك كرد اونم از چنار كه هركي از راه ميرسه حرفاشو باور ميكنه و زود گول ميخوره هر دفعه عاشق يكي ميشه هر چي يشيم سرشون مياره حقشونه

    [پاسخ]

    دختر پاسخ در تاريخ آوریل 21st, 2013 22:21:

    سلام لطفا نگو از تپراک بدت میاد بی ادب

    [پاسخ]

  97. دينا گفته است :
    آوریل 7th, 2013

    خيلي ممنونم خيلي خوب بود.

    [پاسخ]

  98. اااااااا گفته است :
    آوریل 10th, 2013

    من از چنار خوشم نمی اید

    [پاسخ]

  99. دختر گفته است :
    آوریل 19th, 2013

    چنار عرضه نداره تپراک را به دست بیاره خاک تو سرش ههههههههههههههههههههههههههههههه

    [پاسخ]

    دختر پاسخ در تاريخ آوریل 19th, 2013 14:34:

    به چنار بگین خواهشا با تپراک عروسی کنه نه با یشیم خواهش از یشیم بدم میاد هههههههههههههههههههههههههههه

    [پاسخ]

    سهیل پاسخ در تاريخ آوریل 24th, 2013 15:36:

    واقعا اونایی که از یشیم خوششون میاد خیلی عاقلند به نظرم چون اصلا تحت تاثیر فیلم و مظلوم بازیهای توپراک نیستن

    [پاسخ]

  100. hadis گفته است :
    آوریل 24th, 2013

    به نظر من یشیم بهترین بازیگر این سریال بود یه دختر شجاع و بی باک و عاشق
    توپراک و چنار لنگه هم بودن هر روز عاشق یکی میشن
    توپراک می دونست چنار و یشیم همدیگه رو دوست دارن ولی با این حال کنار نکشید باید کاری که زهرا کرد رو انجام می داد
    یشیم حیفففففففففففففف شد

    [پاسخ]

  101. لاله گفته است :
    آوریل 24th, 2013

    حالم از ادمای موذی و اب زیرکاهی مثل توپراک بهم میخوره یشیم خیلی عالییه واقعا یه عاشق واقعیه

    [پاسخ]

    نهال پاسخ در تاريخ آگوست 13th, 2013 01:54:

    دقیقا

    [پاسخ]

  102. aydin گفته است :
    آوریل 25th, 2013

    hi my name is aYDIN i love any thing about u i;m 19 age so if u wanna be friend with me just hit me up

    [پاسخ]

  103. مروارید گفته است :
    می 5th, 2013

    مردن یشیم هیچ ربطی ب چنار نداره خودش خریت کرد باید اخرش میمرد ولی میگم خدایی با این سریاله سرکاریییییییییییییییییییییییییییییییییییما

    [پاسخ]

  104. نیلو گفته است :
    می 15th, 2013

    خیلی عالی بود منتظر قسمت های جدید هستم.

    خدایا یه عقل سالم به این یشیم بده!!

    [پاسخ]

  105. sara گفته است :
    می 20th, 2013

    salam mamnoon az site khubetun ama age mishe kholase ghesmataye badi ro ham bezari mamnoon mishaaaam montazeriim

    [پاسخ]

  106. ریحانه گفته است :
    جولای 26th, 2013

    واقعا همه انید

    [پاسخ]

  107. ریحانه گفته است :
    جولای 26th, 2013

    واقعا همه کسید

    [پاسخ]

  108. نهال گفته است :
    آگوست 13th, 2013

    نام واقعی ازرا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  109. melisa گفته است :
    سپتامبر 5th, 2013

    بابا چنار از بقل هرکي که رد ميشه طرف حامله ميشه تازه تو همه قيلم ترکي ها نميدونم چرا همه بچه ها زود تر از موعود به دنيا ميان بعد ميگن خدا را شکر که خدا بچه رو به ما بخشيد… :| جمع کنيد بابا کازه کوزه هاتونو مثلا ميخواين نشون بدين که خيلي سختي کشيدين
    تو همه يلماشونم که يکي ميميره.

    انگار که شير اب وصل کردن به فيلماشون بسکي مسخرست

    کمي بشينين فيم اکشن. انيميشن اينا نگاه کنين هم قشنگ تره هم زبان انگيليسيتون تقويت ميشه اين ايرانيا با اين دوبله هاشون که حال ادمو به هم ميزن به خصوص دوبله ي خر شرک که به کلي بالا اوردم :-& :))=)):D

    [پاسخ]

  110. فرحناز گفته است :
    سپتامبر 8th, 2013

    عاشق يشيمم

    [پاسخ]

ارسال نظر




*

 
گروه اینترنتی یواشکی 
46 بازدید