?  خلاصه قسمتهای 51 تا 86 سزیال عمر گل لاله

جذبه | سایتی متفاوت و جذاب

به جذبه امتیاز دهید

با تشکر از حمایت شما

جذبه | سایتی متفاوت و جذاب


خلاصه قسمتهای ۵۱ تا ۸۶ سزیال عمر گل لاله

" خلاصه قسمتهای ۵۱ تا ۸۶ سزیال عمر گل لاله "

فیلم عمر گل لاله عمر گل لاله سریال خلاصه سریال عمر گل لاله تصاویر سریال عمر گل لاله تصاویر ترکیه بیوگرافی سرریال ترکیه  , خلاصه قسمتهای 51 تا 86 سزیال عمر گل لاله

 

 

توپراک و چنار خیلی با هم خوبن و چنار همش به توپراک می گه که بچه دار بشه. در قسمت قبل یشیم به شوهر قبلی توپراک گفته بوده یه سی دی به دست چنار برسونه ولی اون یه سی دی اشتباه رسونده و یشین از دستش عصبانی است. ( حالا این که در این سی دی چی بوده منم نمی دونم مربوط به قسمت قبل است )

از طرفی یک نامه ناشناس به دست زمرد رسیده که در اون نامه نوشته شده که من می دونم قاتل لاله کی است. اقبال نجیب رو تهدید کرده که یا زمرد رو طلاق بده یا اون همه چیزو راجع لاله بهش می گه و اون وقت خود زمرد ازش طلاق می گیره.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید

یشیم اسم پسرش رو چنار گذاشته مثل اسم عشقش. یکی از دوستای یشیم اونو برای مهمونی دعوت کرده و یشیم بعد از تولد بچه اش دو ماه است که از خونه بیرون نرفته و همش مواظب بچه است. چنار برای بچه یک پرستار انتخاب کرده ولی یشیم می گه من هنوز نمی تونم بهش اطمینان کنم و بچه ام را به دستش بدهم . چنار اصرار دارد که یشیم خود را در خانه زندانی نکند و به مهمانی برود.

توپراک و چنار هم به اون مهمونی دعوت هستند اول توپراک نمی خواد بیاد اما چنار قانعش می کنه. یشیم یه مقدار از جواهراتشو داخل کمد پرستار می زاره و به او تهمت دزدی میزنه و اخراجش می کنه. بعد به چنار زنگ میزنه و میگه من نمی تونم بچه رو تنها بزارم پس من مهمونی نمی ایم. چنار می گه خودم میام دنبالت و با هم می ریم بعد به توپراک زنگ می زنه و میگه با مادرم بیا مهمونی. وقتی به اونجا می رسن همه خبرنگار ها از اونها عکس می گیرن و یشیم می گه چنار پدر فوق العاده ای است.

 

پاپاراتزی ها هی از یشیم و چنار عکس می گرفتند و چنار یاد اور می شه که اون یک مرد متاهل است و وقتی پیش مادرش میرود مادرش می گوید که توپراک وقتی تو رو با یشیم دید گذاشت و رفت. چنار با عجله می ره و توپراک رو پیدا می کنی می گه چی کار می کنی توپراک می گه تو منو با مادرت فرستادی چون گفتی کار داری حالا می ای اینجا اونم با یشیم. چنار می گه من مجبور شدم با یشیم بیام چون اون پرستار اخراج شده بود و یشیم تنها بود . توپراک می گه تو به مهمونی ات برس و من می رم خونه. چنار هر چی اصرار می کنه فایده نداره و مجبور می شه به مهمونی برگرده. یشیم به چنار میگه توپراک چی شد و می گه اون برگشت خونه. شرمین خدمتکار هم به توپراک می گه به نظرم اون پرستار نمی تونه دزدی کرده باشه و یشیم با این بهانه اونو اخراج کرده کی هی زنگ بزنه و گریه کنه و چنار رو بکشه خونه اش و تو هم بتونی از بچه پرستاری کنی و اون این طوری بیشتر با چنار باشه. چنار می ره خونه و می بینه توپراک منتظرشه و باهم دعوا شون می شه . توپراک می گه من ترجیح می دادم با من برمیگشتی اما تو موندی. چنار می گه من رو درک نمی کنی من باید با یشیم می بودم و سعی می کنم هر دو تونو خوشحال کنم. توپراک می گه تو در برابر اون هیچ مسئولیتی نداری اما همش خونه اون هستی و من که همسرتم تو رو اندازه یشیم نمی بینم.

فردا صبح خبر اون مهمونی چاپ شد و چنار رو حسابی عصبی کرد چون با دیدن این خبر که عکس یشیم و چنار و بچه در روزنامه است او احساس حسادت می کند.

یشیم با ریحان درد دل می کند و ریحان میگوید تو اشتباه زیادی کردی که این بچه رو نگه داشتی چنار هیچ وقت پیش تو برنمی گرده. یشیم هم این حرف رو قبول می کنه. می گه من مدت ها است که ناخن هام رو مانیکور نکردم مدتها است که برای خرید نرفته ام حتی یه خواب راحت ندارم اما چنار با زنش خوش میگذرونه این زندگی ای نبود که من می خواستم. هیچ کس منو دوست نداره.

یشیم می ره پیش اون دکتره کانسل. دکتر بهش می گه خیلی وقت ندیدمت نگرانت شدم چی شده. یشیم می گه خواهش می کنم منو ببوس و منو در اغوشت بگیر. من نیاز دارم که کسی هم منو دوست داشته باشه و به من محبت کنه من خیلی تنهام ( واقعا دلم براش می سوزه این چنار خیلی عوضی است)

 

دکتر بعد از اون رفتار یشیم می خواد بره که یشیم می گه نرو و دکتر می گه یشیم این کارو با من نکن و می ره. از طرفی سالگرد فوت دختر توپراک است و شوهر سابقش امده تا با او به دیدن قبر دخترشان بروند. چنار این دو را باهم می بیند و عصبانی میشود و به سیتکی می گوید اگر دوباره دور و بر زن من بگردی می کشمت. بعد رو به توپراک می کنه و می گه چرا با اون مرد حرف زدی و توپراک ماجرا رو توضیح می ده بعد چنار میگه خودم می برمت سر قبر دخترت ولی قول بده دیگه با اون مرد حرف نزنی و توپراک هم قول می ده.

چون یشیم فکر می کنه توپراک مقصر این اتفاقات است می خواهد از او انتقام بگیرد به شوهر قبلی توپراک پول می دهد او خود را جلوی ماشین می اندازد و در بیمارستان به توپراک زنگ میزند . توپراک دلش میسوزد و میرود پول بیمارستان را میدهد و مرخصش کرده به خانه می برتش و برای شام درست می کند. یشیم به چنار زنگ میزند و میگوید برای توپراک اتفاقی افتاده چون یه نفر زنگ زد و او با عجله رفت. چنار می اید خونه و از مادر توپراک می پرسد او کجاست که او به دروغ میگوید عمه اش مریض شد و او رفت دیدنش. توپراک وقتی شب می اید چنار می گوید عمه ات بهتر است که توپراک تعجب می کند و مادرش موضوع رو جمع می کند که توپراک تا حالا بیمارستان بوده و خسته است.

با سلام خدمت دوستان عزیز

باید اعلام کنم که سایتی که خلاصه های سریال رو در فیس بوک می گذاشت از قسمت ۵۴ به بعد نداره و یک دفعه رفته سراغ قسمت ۷۹ واقعا اعصابم خرد شده چون این همه وقت گذاشتم و سریال رو قسمت به قسمت ترجمه کردم. حالا کاچی بعض هیچ چی است خلاصه رو از قسمت ۷۹ تا قسمت ۸۴ که تا حالا از ترکیه پخش شده براتون می گذارم. اگر دوستان متنی پیدا کرد که مال قسمت های ۵۵ تا ۷۸ بود لطفا اون متن رو برام در قسمت پیام ها کپی کنه و برام بذاره تا ترجمه کنم

تا انجا که من دست و پا شکسته و از این و ان و از روی نظرات فهمیدم چنار می فهمه که توپراک با شوهر سابقش هنوز رابطه داره و اون رو می بینه از طرفی یشیم برنامه ای طراحی می کنه و توپراک رو می اندازه زندان . بچه یشیم هم بیماری سرطان داره. چنار می خواد توپراک رو طلاق بده و از اینجا بخونید بقیه داستان رو.

توپراک به یشیم اصرار می کنه که حقیقت رو به چنار بگه ولی یشیم می گه اگر بگم دیگه چنار به صورتم هم نگاه نمی کنه. انگار توپراک هم از چنار یه بچه به دنیا اورده ولی این رو از چنار قایم کرده و جالا می خواد همه چیز رو به چنار بگه و یشیم التماس می کنه که به چنار چیزی نگه.

زمرد و نجیب هم مثل اینکه طلاق گرفته اند و افبال می خواهد زمرد را از خونه بیرون کنه ولی نجیب نمی گذارد.توپراک به صورت مصلحتی با مردی به نام احمد ازدواج کرده و الکی می گوید ان بچه احمد است. مثل اینکه یشیم از بچه توپراک مغز استخوان می خواهد تا بچه اش را نجات دهد. سرانجام توپرا ک قبول می کند که به بچه مغز استخوان بدهد به شرط اینکه این مثل یک راز باقی بماند . از طرفی او که دیگر نمی خواهد پیش چنار برگردد بلکه می خواهد فقط اسم بد خود را تمیز کند و دروغ های یشیم را برملا کند. دکتر به توپراک می گوید اسم اهدا کننده ثبت می شود و او نمی تواند چیزی را پنهان کند. از طرفی یشیم کلی پول از بانک میگیره تا به توپرا ک بده و اون عصبانی می شه. از طرفی چنار می فهمه یشیم اون همه پول گرفته و عصبانی می شه از راننده میپرسه یشیم کجا رفته که اونو می بره دم خونه توپراک. وقتی داره با توپراک صحبت می کند احمد می اید و می گوید او همسر من است. اما چنار باور نمی کند و به نظرش از طلاق انها کمتر از ۳۰۰ روز گذشته است پس دادگاه در باره بچه ای که توپراک حامله است دستور تحقیق می دهد. از طرفی مثل اینکه ریحان با اون وکیله که وکیل توپراک بود و اسمش اوکان بود رابطه دارد .

 

احمد به چنار میگه  که با توپراک ازدواج کرده ولی چنار میگه باورم نمی شه توپراک می گه واقعیت داره و احمد می گه که دیگه ما رو تنها بزار. توپراک یه مقدار ناراحت شد که احمد به چنار گفت که ازدواج کردن دوست داشت خودش این موضوع رو به چنار بگه. احمد هم میگه من معذرت می خواهم من نباید بین شما قرار میگرفتم. که توپراک می گه اشکالی نداره بهر حال باید می فهمید.

چنار می ره تو خونه و یشیم رو به زور پرت می کنه تو اتاق و میگه تو همش داری بهم دروغ می گی امروز چرا رفته بودی پیش توپراک؟ یشیم می گه من امروز رفتم چون توپراک روز عروسی امون امده بود اونجا و مادرم به زور بیرونش کرد اومده بود عروسی مونو خراب کنه. چنار گفت من می دونستم و قبل از اینکه با تو عروسی کنم اونو دیدم و بهش گفتم اگه راضی نیست فقط کافی است بگه که اون به من تبریک گفت. از طرفی اون دوباره ازدواج کرده. یشیم می گه چی نمی دونستم. چنار میگه اون همه پول رو چی کار کردی میگه مادرم قمار کرده بود و بدهی بالا اورده بود . چنار می گه نمی دونستم مادرت قمار می کنه ( البته داره دروغ می گه)

نرمین که خواهر احمد باهاش صحبت می کنه و میگه باید برای جایی که می خواهید بچه رو به دنیا بیاورید تصمیم بگیرید و ایا می خوای شناسنامه بچه چنار رو به نام خودت بگیری. که احمد میگه وقتی من با توپراک ازدواج کردم پس این بچه من می شه ولی نرمین می گه اگه چنار بفهمه این بچه رو ازتون می گیره.

توپراک مکالمه اش رو با زمرد قبل از دادگاه بیاد می اورد که زمرد میگه بهتره پاتو از زندگی چنار بیرون بکشی یشیم وقتی صحبت چنار بشه دیونه می شه و هر کاری از دستش بر بیاد می کنه دیدی چه بلایی روز عروسی ات سرت اورد. اون حاضر نیست حتی برای بچه اش از چنار بگذره و بهتره که تو به نوه ام کمک کنی.

توپراک تصمیم می گیره مغز استخوان بچه اش رو اهدا کنه اما به زمرد میگه به یشیم بگو در این مورد چیزی به چنار نگه چنار هرگز نباید بدونه این بچه مال اونه.

چنار توپراک رو با شکم بالا اومده می بینه و می فهمه حامله است می ره خونه و سر یشیم داد میزنه که چرا بهم نگفتی که اون بارداره که یشیم میگه من می خواستم بگم اما توپراک نگذاشت که زمرد خودشو می اندازه جلو و میگه توپراک نمی خواست بهت بگه چون این بچه تو نیست. چنار میگه دروغ می گین و می ره خونه توپراک احمد رو کنار می زنه و به توپراک می گه بگو که این بچه منه بعد رو به احمد می کنه و می گه تو چطور با یک زن حامله که بچه من تو شکمش بوده ازدواج کردی؟ توپراک خودشو می اندازه وسط و می گه این بچه تو نیست بچه احمد است.

 

چنار می گه تو دروغ می گی و اون بچه منه اما توپراک قبول نمی کنه از طرفی زمرد و یشیم نگران هستند که مبادا توپراک چیزی به چنار گفته باشه. چنار میگه اون زمانی که فهمیدی باردار بودی تو در زندان بودی پس بچه رو سقط نکردی. اما توپراک می گه این درست نیست. چنار برای اینکه متوجه همه چیز بشه فرداش به زندان میره با وکیلش تا با دکتر زندان صحبت کنه. دکتر میگه توپراک می خواست بچه رو سقط کنه که من بهش گفتم اجازه پدر بچه مهمه و من این کار را نکردم چنار میگه پس شما سقط نکردید دکتر میگه یک چیزی یادم می اید که توپراک تو زندان با یک زنی دعوا کرده بود و زخمی شده بود شاید اون موقع بچه اش را سقط کرده باشد و ان موقع به نظرم این دعوا عمدی امد تا او بتواند بچه را سقط کند. چنار بعد از اجازه از دادگاه با ان زنی که توپراک باهاش دعوا کرده بود صحبت می کند ولی ان زن هم چیزی به او نمی گوید.

سیتکی شوهر سابق توپراک که در قسمت های قبل نقشه کشیده بود با ان جریان تصادف که توپراک را به خانه اش بکشد و وانمود کند که با او رابطه دارد که بعد ها این قضیه به زندان رفتن توپراک منتهی شد از کار خود پشیمان شده و به یشیم میگوید ما هر دو اشتباه کردیم که یشیم می گوید تو توپراک را می خواستی و من چنار را و اگر تو بهش نرسیدی تقصیر من نیست. چنار از دکتری در میامی امریکا وقت گرفته تا چنار کوچولو را پیش او ببرند و یشیم خوشحال می شود و به مادرش میگوید که قرار است با چنار به امریکا بروند و مادرش هم خوشحال می شود و می گوید حقا که دختر خودم هستی. از طرفی سیتکی وجدان درد گرفته و می خواهد برود و همه چیز را به چنار بگوید و بگوید که توپراک گناهی نداشته است.

 

چنار عصبانی می اید خونه و به یشیم می گه چرا اینقدر به من دروغ گفتی یشیم میگه چی داری می گی . چنار می گه سیتکی شوهر قبلی توپراک همه چیز رو به من گفت. یشیم می گه اون مرد یه احمقه و حرفش رو باور نکن. چنار می گه تو بازی کثیفی راه انداختی و اون مرد همه چیز رو گردن تو انداخنته.

چنار یاد حرف های سیتکی می افته که میگه من همه این کارها رو برای پول نکردم من به توپراک که یک زن حامله بود حمله کردم و برای همین توپراک  می خواست منو بکشه ولی من هرگز با اون رابطه نداشتم. یشیم هم اعتراف می کنه می گه من دیوانه وار عاشق تو هستم و برای به دست اوردن تو به هر کاری دست می زنم. که چنار می گه خفه شو.

چنار تو همیشه منو نادیده گرفتی من اول از همه بهت علاقه مند شدم حتی قبل از لاله من اول تو رو دیدم من اول عاشقت شدم و از همه مهمتر وقتی همه تنهات گذاشتن من کنارت بودم. چنار میگه تو مریضی.چنار بیا بریم امریکا و یه زندگی خوب داشته باشیم ولی چنار میگه دیگه حالم ازت بهم می خوره زود باش از خونه من برو بیرون دیگه نمی خوام ببینمت. یشیم التماس می کنه ولی فایده ای نداره.

در ضمن مردی به نام علی عاشق زمرد شده و به زمرد میگه که من خیلی منتظرم که حلقه رو در دستان تو ببینم و زمرد ازش وقت می خواد تا فکر کنه.

چنار داد و بیداد راه انداخته و می زنه همه چیزو می شکنه زمرد میگه چی شده و چنار میگه خودتو به اون راه نزن تو می دونستی که همه این کارها کار یشیم است و زمرد میگه نه نمی دونستم. چنار همه چیز رو به خونواده اش میگه و میگه ما به توپراک بد کردیم. زمرد با دکتر یشیم حرف می زنه و میگه که یشیم به یک روانشناس احتیاج داره. از طرفی یشیم به نجیب زنگ می زنه و می گه اگه چنار رو برنگردونی من بهش می گم که لاله رو تو دزدیده بودی ( مثل اینکه در قسمت های قبل لاله کوچولو رو نجیب دزیده بوده است و این به گردن توپراک افتاده بوده و به خاطر همین توپراک به زندان افتاده بوده است)

سیتکی می ره اداره پلیس و خودشو معرفی می کنه پلیس می اید در خونه توپراک و بهش میگه باید برای شهادت به اداره پلیس بیای. شرمین مستخدم لاله با سیتکی دوست است و در اداره پلیس به توپراک میگوید که سیتکی بهش خیلی کمک کرده و از طرفی سیتکی اعتراف کرده که به توپراک حمله کرده.

نجیب وقتی تهدید یشیم را می شنود سکته می کند و چنار زنگ می زند و یشیم را تهدید می کند که دیگه حتی نمیگذارد بچه ها را ببیند. زمرد می رود بیمارستان و نجیب را ملاقات می کند . و میگه من فهمیدم هنوز عاشق تو هستم و نمی خوام با علی ازدواج کنم. یشیم با اسلحه توپراک را تهدید می کند که به چنار نزدیک نشود. توپراک میره پیش چنار و میگه یشیم دیونه شده و من می ترسم چنار و توپراک می رن اتاق بچه ها و یشیم رو اونجا می بینن و یشیم میگه بچه ها اماده شین که باید بریم

 

وقتی چنار و توپراک به اتاق بچه ها می رسن می بینن که یشیم بچه ها رو با خودش برده چنار مثل دیونه ها شده از طرفی زمرد کرم رو فرستاده دنبال یشیم اما نتونسته پیداش کنه و کرم هم خیلی نگرانه و میگه که یشیم تعادل روانی نداره. چنار می ره پیش پلیس اما پلیس میگه یشیم همسر قانونی شماست و مادر بچه ها محسوب می شه و شما نمی تونید اقدام قانونی کنید شاید بچه ها رو برده باشه بیرون اما چنار میگه اون ممکنه به بچه ها اسیب بزنه اما پلیس قبول نمی کنه. چنار به توپراک میگه من باید به حرف تو گوش می کردم و بزرگترین اشتباهم این بود که تو رو از دست دادم هزار بار پشیمونم می دونم تو ازدواج کردی و حامله ای و تقاص من اینه که یک عمر بدون تو زندگی کنم. یشیم به مادرش زنگ می زنه و هر چی زمرد ازش می پرسه بچه ها کجا هستند چیزی نمی گه و می گه باید دل چنار برای ما تنگ بشه. زمرد گوشی رو می ده به چنار و چنار میگه بچه ها کجان اما یشیم چیزی نمی گه و گوشی رو قطع می کنه.

زمرد دوباره به یشیم زنگ میزنه و روی پیغام گیر می زاره یشیم راجع چناره گوشی رو بردار. یشیم گوشی رو برمی داره و مادرش می گه چنار دیونه شده و داره همه جا رو دنبال بچه هاش می گرده. یشیم می گه دلش برای من هم تنگ شده که زمرد میگه دیونه نباش اون نگران بچه هاس و تو براش اهمیت نداری یشیم میگه تو دروغ میگی اون کمی عصبانی است اما نمی تونه منو دوست نداشته باشه زمرد میگه حق با تو ا اونم تو رو دوست داره حالا بگو با بچه ها کجایی که یشیم گوشی رو قطع می کنه.

حال پسر یشیم بد می شه و یشیم اونو می بره بیمارستان و به مادرش و چنار زنگ می زنه اونا هم می رن بیمارستان چنار که یشیم رو می بینه یشیم می گه بچه تب داشت اوردمش و حال لاله هم خوبهچنار می خواد یشیم رو از اتاق بندازه بیرون یشیم می گه اون بچه منه و من عاشق تو هستم چنار میگه من از تو متنفر هستم و تنها زنی که من عاشقشم توپراکه که تو اونو از من گرفتی.

توپراک زنگ می زنه به چنار و چنار میگه یشیم رو پید ا کردم و بچه ها رو و الان بیمارستانم چون حال بچه بده و تو اولین کسی بودی که می خوام بهت خبر بدم که بچه ها پیدا شدن.

یشیم می ره سراغ توپراک و با اسلحه تهدیدش می کنه که خانم خوشگله من می خوام برم و تو هم باید با من بیای و گرنه یه گلوله تو سرت خالی می کنم.

 

توپراک به یشیم میگه اسلحه رو بزار کنار و بیا با هم حرف بزنیم یشیم میگه خفه شو راه بیفت باید بریم. زمرد به کرم میگه پلیس می تونه از روی تلفن همراه جای یشیم رو پیدا کنه چنار هم موضوع رو به پلیس می گه.

تو ماشین یشیم به توپراک می گه تو چنار رو از من گرفتی که توپراک میگه من این کار رو نمی کنم و دیگه سر راهت نیستم و اگر باور نمی کنی میتونی به چنار زنگ بزنی و بپرسی. یشیم می گه که اون هم راه بیفته دنبالت و پیدات کنه و بهت بگه هنوز عاشقته نه.

اون کاراگاه شخصی که استخدام کرده بودن به چنار زنگ می زنه و می گه ما داریم تلفن رو ردیابی می کنیم و هر جا ایستاند به شما خبر می دیم . چنار و کرم سریع دارن می رن به اون منطقه که زمرد میگه منم می ایم که چنار نمی گذارد.

یشیم اونو می بره جایی که توپراک و چنار با هم ازدواج کرده بودم یشیم میگه اون روز رو یادت می اید که اینجا با چنار ازدواج کردی یادته چقدر التماست کردم من اول دیدمش و من اول عاشقش شدم اما تو اونو از من گرفتی . در این لحظه پلیس میرسه و میگه اسلحه ات را بنداز. توپراک میگه به پسرت فکر کن اگر من بمیرم بچه ام هم می میرد و در نتیجه پسر تو هم زنده نمی ماند. زمرد هم خود را به انجا می رساند و داد می زند دخترم این کار را نکن. چنار هم همش فریاد می زند و توپراک را صدا می کند یشیم میگوید ببین الان هم فقط به تو فکر می کند و به سمت زمرد رکه همش دارد بهش التماس می کند شلیک می کند. پلیس وارد عمل می شود و یشیم فرار میکند. چنار خود را بالای سر توپراک می رساند و امبولانس می اید و زمرد را می برد و چنار بیش توپراک می رود و چنار همچنان عاشقانه به او نگاه می کند. و میگوید بیا سوار ماشینم شو تا تو را هم به بیمارستان بروم و توپراک قبول می کند. در راه توپراک به چنار میگوید که نمی دانم چرا یشیم اینجوری شده و خیلی دلم به حالش می سوزد. چنار می گوید من نباید تو را رها می کردم و با یشیم می رفتم. در این هنگام احمد شوهر توپراک زنگ می زند و می گوید کجایی حسابی نگرانت شدیم.

در بیمارستان احمد چنار رو می بیند و عصبی می شود و به توپراک میگه بچه خوبه که او  تایید می کنه میگه پس بیا بریم خونه که توپراک می گه من نمی تونم  بیام زمرد زیر عمل است و تا از زیر عمل نیاد بیرون من جایی نمی رم . احمد میگه چرا انقدر نگرانشی که توپراک میگه اگر زمرد  جلوی گلوله رو نمی گرفت من الان نمی دونم کجا بودم . احمد میگه گلوله………

بعد از عمل وقتی توپراک می ره از زمرد تشکر کنه زمرد میگه من این کار رو به خاطر تو نکردم بلکه به خاطر نوه و دخترم این کار را کردم اگر تو تو زندگی ما نبودی هرگز این اتفاق ها نمی افتاد. از اینجا برو.

کرم یشیم رو می بینه اون رفته بیمارستان تا مادرش رو ببینه کرم میگه دیونه چی کار کردی تو به هیچ کس بجز چنار اهمیت نمی دی اگر اتفاقی برای مادر افتاده بود چی می شد. کاش به جای لاله تو مرده بودی الان زنگ میزنم به پلیس تا بیان و دستگیرت کنن که یشیم فرار میکنه.

 

 

تو این قسمت پلیس فکر میکنه که یشیم خودش رو تو اب انداخته به خاطر همین مایکل فلپس شناگر معروف امریکایی می پره تو اب تا یشیم رو نجات بده( اخه مایکل فلپس کجا سریال های ترکی کجا)

چنار و کرم نگران اونجا ایستادن و کرم خودشو مقصر می دونه و می گه اگه من بهش نمی گفتم کاش تو جای لاله مرده بودی این اتفاق نمی افتاد . چنار میگه این اخر خط یشیم بود و او به خاطر حرف تو این کار رو نکرد پس نگران نباش. کرم میگه چه جوری به مادرم بگم که چنار میگه باهم این کار رو می کنیم. چنار به پدرش میگه که یشیم خودکشی کرده و نمیخواد این فکر رو به خودش راه بده که مبادا اون مرده باشه. توپراک می گه چه طوری این اتفاق افتاد که چنار میگه من اونجا بودم می خواستم باهاش حرف بزنم اما اون خودشو پرت کرد و من می خواستم بگیرمش اما نتونستم نگه اش دارم انشاالله که زنده بماند. پلیس به چنار زنگ میزنه و اون مکالمه اش را با توپراک قطع می کنه اونا یشیم رو پیدا کردن

چنار بالای سر یشیم است میگه یشیم ارزو میکردم تو هیچ وقت عاشق من نمی شدی ارزو می کردم که تو همون دختر بی پروا و شجاع باقی می موندی که دل به هیچ کسی نمی بست. من تو زندگی ام دختری به شجاعت تو ندیدم. بلند شو عزیزم تو منو بعد از مرگ لاله نجات دادی یشیم من تحمل این درد رو ندارم من نمی تونم تا اخر عمرم با این گناه زندگی کنم بلند شو یشیم . دکتر نجاتش بدین یشیم بهت قول می دم از پسرمون خوب مواظبت کنم یشیمممم خدانگهدار. زمرد در حالی که داره گریه می کنه میگه چنار تو قاتل دختر منی تو باعث همه این اتفاقات شدی( بیچاره زمرد چنار هر دو تا دخترشو ازش گرفت)

چنار به توپراک زنگ میزنه و بهش می گه یشیم مرد. زمرد در حال تهیه مراسم خاکسپاری است و توپراک می گه همش تقصیر من بود اما چنار می گه احمق نشو تقصیر هیچ کس نیست( یشیم بدبخت رو زیر خاک کرد و بعد راحت با توپراک خوش می گذرونه اعصابمو خرد کرده این چنار)

توپراک برای عرض تسلیت می ره پیش زمرد و زمرد قاطی می کنه میگه تو قاتل دختر من هستی حالا اومدی اینجا تسلیت بگی چنار می گه این قضیه تقصیر هیچ کسی نیست اما توپراک پا می شه و میره. از طرفی حال بچه یشیم بد میشه و به چنار زنگ میزن که بیاد بیمارستان. دکتر در بیمارستان می گه که یک اهدا کننده مناسب برای بچه پیدا شده و همه خوشحال می شن. از طرفی چنار توپراک رو تو بیمارستان می بینه و میگه پس اهدا کننده بچه تو بوده و توپراک می گه این سلول ها مناسب پسرت هستند چون این بچه ماست چنار

(همه چی ارومه من چقدر خوشحالم فقط می خواستن یشیم بدبخت رو زیر خاک کنن تا به خوشحالی خودشون برسن این چناره که عین خیالشم نیست)

بچه خلاصه های این سریال از همین جا تموم می شه این سریال تا همین جا در ترکیه پخش شده و هر هفته شنبه ها ساعت ۱۰/۳۰ یا ۱۱ ازشبکه فاکس ترکیه پخش می شه پس باید هر هفته صبر کنید تا این سریال پخش شه و نویسنده این سریال خلاصه ها رو تو فیس بوک بگذارد تا من برایتان ترجمه کنم پس از این به بعد هر یکشنبه یا دوشنبه منتظر قسمت های جدید این سریال باشید تا ببینیم این سریال دیگه تا کجا می خواد ادامه پیدا کند.

 

همان طور که در خلاصه قبلی گفتم توپراک بچه اش را زودتر متولد می کند تا بتواند مغز استخوانش را به چنار کوچولو پیوند بزنند. بچه توپراک پسر است و نامش را کان گذاشته اند. چنار می فهمد که کان بچه اوست و به بیمارستان می رود ولی توپراک می گوید این پسر توست و هر وقت بخواهی می توانی او را ببینی اما راه من و تو از هم جداست. ریحان و اوکان ان وکیل یشیم هم می خواهند با هم ازدواج کنند که نجیب مخالف است و می گوید شما هنوز از هم شناخت ندارید اما اوکان اصرار دارد که هر چه زودتر با ریحان ازدواج کند. چنار یک روز سرزده می ره خونه توپراک و احمد عصبانی می شه و می گه تو باید همیشه قبل از امدن به اینجا با من هماهنگ کنی و با هم دعوا می کنند که توپراک می پره وسط و قائله را ختم می کند. از طرفی اوکان که یک وکیل است به چنار می گوید چون توپراک باردار بوده ازدواجش با احمد صحیح نیست و در واقع انها با هم ازدواج نکرده اند چون این غیر قانونی است . چنار خوشحال می شود و به دیدن توپراک می رود توپراک به او می گوید که شاید ما با هم ازدواج نکرده باشیم اما من می خواهم پسرم را با احمد بزرگ کنم . از طرفی زمرد سر خاک یشیم قسم می خورد که نگذارد توپراک و چنار به هم برسند. و این اغاز برنامه جدید زمرد است و ورود دختری به نام ازرا در سریال. این دختر با زمرد قرار داد می بندد که چنار را از توپراک دور کند. و در اخر این قسمت زمرد و نجیب دوباره با هم عروسی می کنند.


sharethis


جهت عضویت در سایت کلیک کنید
جهت عضویت در سایت کلیک کنید

نظرات شما برای ما بسیار با ارزش می باشد

لطفا در قسمت نظرات ( پایین صفحه ) نظر خود را بنویسید




۱۷۸ نظر

  1. الهام گفته است :
    آبان ۲۳م, ۱۳۹۱

    Ina to Jedi neveshte b0di??? Baharhal mer30 vali Nefrat kardam az chenar……. Be site man ham sar bezanid

    [پاسخ]

  2. سارا گفته است :
    آذر ۲م, ۱۳۹۱

    عجب این فیلمه مسخره میشه یه چنار افتاده وسط همه عاشقشن و از همه هم یه بچه داره همشم پلیس بازی ممنون دوست عزیز از خلاصه خوبتون.

    [پاسخ]

  3. fati گفته است :
    آذر ۱۰م, ۱۳۹۱

    خیلی ممنون.چقدر بدم اومد ازچنار….بیچاره یشیم

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۱:

    خواهش میکنم فاطمه

    [پاسخ]

  4. نازلی گفته است :
    آذر ۱۳م, ۱۳۹۱

    متنفرم از چنار خیلی عقده ای شده لاله خوبش میکرد محلش نمیاد

    [پاسخ]

  5. amir گفته است :
    آذر ۲۲م, ۱۳۹۱

    آخه عاقلا تقصیر چنار چیه هرلحظه بهش میگفت منعاشق توپراک یشیم خیلی دروغگو بود وهمین طور پست همش دو به هم زنی میکرد من نمیدونم چرا شما چنارو مقصر میدونین اون که کاری نکرد یششیم یه دختر عقده ای بودکه تایه پسر روی خوش بهش نشون داد حتی ماراعات حال خواهرشم نکردو عاشق اون شد
    واما کسی که این متنو نوشته واقعا دمت گرم خسته نباشی راستی بیا وبم لینک تبادل کنیم و در ضمن چه روزی قسمت بعدی رو آپ میکنی

    [پاسخ]

    shadia پاسخ در تاريخ فروردین ۷م, ۱۳۹۲ ۰۲:۱۵:

    حق با شماست دوست عزیز!
    همه می دونن از اولش هم چنار عاشق لاله بود؛ولی یشیم باعث مرگ خواهرخودش شد و سعی کرد از این فرصت استفاده کنه تا به چنار نزدیک شه…چنارم برای اینکه حریم لاله و دخترشو حفظ کنه از یشیم دوری میکرد و حتی با توپراک ازدواج سوری هم داشت که بعدا عاشقش شد و این امر طبیعیه
    حالا چیه که همه یشیم یشیم می کنن؛ از همون اول این دختره کنه بود.
    اگرچه توپراکم اشتباهات زیادی کرد؛همش از مشکلات فرار میکرد و برای اینکه کسی آسیب نبینه همش کنار میکشید،در صورتیکه خیلی اوقات(تقریبا همیشه)باعث ناراحتی خودشو چنارو مادرش اینا میشد…بیشتر داستان بخاطر همین اتفاقات ادامه پیدا کرده
    من فقط دلم میخواد بدونم آخرش چی میشه!!!!این تپراک بالآخره عاشق چناره یا نه؟!؟!؟!؟!!!؟!؟؟!

    [پاسخ]

  6. عسل گفته است :
    آذر ۲۲م, ۱۳۹۱

    چنارچقدر ادم بیخودیه.

    [پاسخ]

  7. رسول گفته است :
    آذر ۲۲م, ۱۳۹۱

    من از یشیم بدم می یاد هرچی سرش بیاد حقشه . فقط می خواست نزاره چنار به تپراک برسه . من عاشق تپراکم

    [پاسخ]

  8. Roya گفته است :
    آذر ۲۳م, ۱۳۹۱

    عالی بوووووووووووووووود…
    مرررررررررررررررررسی

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ آذر ۲۳م, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۴:

    ممنون از شما

    [پاسخ]

  9. yasamin گفته است :
    آذر ۲۳م, ۱۳۹۱

    چقدرر طووووووووووووووووووووووووووووووووووولانی!! اگه مسخره نشه خوبهههه

    [پاسخ]

  10. yasamin گفته است :
    آذر ۲۳م, ۱۳۹۱

    اقای مدیر افرین به شما که ترکی خوندید و الان واس ما ترجمه میکنی!!!مرررررسی بهش برسیییییی

    [پاسخ]

  11. amir گفته است :
    آذر ۲۵م, ۱۳۹۱

    اقای نویسنده لطفا قسمت ۸۷ به بعد را نیز ترجمه کرده بگذارید بابا مگه میخواین کوه بکنین والا اگه ما فیس بوک داشتیم یعنی فیلتر نبود خودمون میرفتیم نگاه میکردیم الان یه ما همینو گذاشتی بسه دیگهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه اه اه اه

    [پاسخ]

    شبنم پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۰:

    لطف کنید قسمت های بعدی رو هم بذارین چقدر دیگه منتظر بمونیم ی ترجمس کار شاقی که نمیخواین بکنین

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۰:

    فکر کنم قسمت های دیگش هم گذاشته شده

    [پاسخ]

  12. بیتا گفته است :
    آذر ۲۵م, ۱۳۹۱

    دستت درد نکنه آقا یا خانم نویسنده خیلی خیلی ممنون از این متن.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۴:

    خواهش میشود

    [پاسخ]

  13. پگاه گفته است :
    آذر ۲۶م, ۱۳۹۱

    من نمیدونم این نویسنده های ترک چرا این قدر داستان رو کش میدن و مسخره و چرت میکنن.
    دیگه حالم از همشون بهم میخوره
    من نمیدونم این نویسنده ها تو کدوم دنیا سیر میکنن که همچین داستان هایی رو مینویسن
    اگه این طوریه داستان فک کنم موقعی که سریال تو جم تموم بشه قرن ۲۲ باشه

    [پاسخ]

    shahba پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۱ ۱۴:۴۲:

    are daghighan!

    [پاسخ]

  14. عسل گفته است :
    آذر ۲۷م, ۱۳۹۱

    لطفا قسمت های۸۷ به بعد راهم بگذارید تشکر

    [پاسخ]

  15. چنار ایلگاز گفته است :
    آذر ۲۷م, ۱۳۹۱

    لطفا قسمت های۸۷ به بعد راهم بگذارید تشکر

    [پاسخ]

    لاله تاشکیران پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۱:

    راست میگه چنار لطفا بذارید

    [پاسخ]

  16. توپراک گفته است :
    آذر ۲۷م, ۱۳۹۱

    لطفا قسمت های۸۷ به بعد راهم بگذاریدخیلی ممنونم

    [پاسخ]

  17. ماه گفته است :
    آذر ۲۷م, ۱۳۹۱

    سلام… عاااااااااااالی بود مرسی….. دمت گرم .. به وبلاگ من هم سر بزنی خوشحال میشم!

    [پاسخ]

  18. یشیم گفته است :
    آذر ۲۷م, ۱۳۹۱

    من دیدم سایت های دیگه تاقسمت۹۰رادارند لطفا شماهم بذارید ممنونم

    [پاسخ]

  19. رویا گفته است :
    آذر ۲۸م, ۱۳۹۱

    وای حالم از چنارو تپراک بهم میخوره.چقدر چنار میتونه سنگ دل باشه.درسته یشیم بد بود اوایل ولی بعدش واقعا عاشق چنار بود.مرسی از ترجمه خوبتون.

    [پاسخ]

  20. ladan گفته است :
    آذر ۲۸م, ۱۳۹۱

    سلام
    مرسی بابت ترجمه قسمت های سریال که میگذارید اصلا با خلاصه جاهای دیگه قابل مقایسه نیست.
    منتظر قسمت های بعدی هستیم.
    با تشکر فراوان

    [پاسخ]

  21. paris گفته است :
    آذر ۲۹م, ۱۳۹۱

    merccccccccccccccc…hala ke 21 december nazdike laaghal :D tnxxxxxxxxxxxbedonim akhare ina chi mishe

    [پاسخ]

  22. amir گفته است :
    دی ۱م, ۱۳۹۱

    بابا شما اصلا گوش نمیکنین مخاطبتون چی میگه الان ۴ بار اومدم گفتیم بقیشو بذارین مگه میخواین چیکار کنین آقا تو رو خدا بذارینننننننننننن دنیام که تموم نشد

    [پاسخ]

  23. shaghayegh گفته است :
    دی ۴م, ۱۳۹۱

    kheili dare maskhare mishe,az chenar halam b ham mikhore,ye zare ehsas nadare,bichare yeshim,dos daram chenaro khafe konam,rasti az tarjomeye jhobeton mamnonam,vali ey kash dastan jor dg mibod.

    [پاسخ]

  24. shaghayegh گفته است :
    دی ۴م, ۱۳۹۱

    kheili dare maskhare mishe,az chenar halam b ham mikhore,ye zare ehsas nadare,bichare yeshim,dos daram chenaro khafe konam,rasti az tarjomeye khobeton mamnonam,vali ey kash dastan jor dg mibod

    [پاسخ]

  25. خالد گفته است :
    دی ۵م, ۱۳۹۱

    ممنون از ترجمه ی زیباتون به امید ترجمه های بیشتر از شما تا مجبور به دیدن این فیلمهای ترکی مسخره نشیم خدایی مسخرن ( وی له قوزی دایکان بم ده گه ل فیلمیان )

    [پاسخ]

  26. نگین گفته است :
    دی ۸م, ۱۳۹۱

    سلام . خیلی ممنون از لطفتون .
    گویا مجموعه خلاصه هایی که از ۳۱ تا ۸۶ به صورت چند قسمتی گذاشتین دقیقا از ادامه ی فسمت ۸۷که ما در جم می بینیم هستش . شایا امکانش هست که خلاصه ی داستان رو بعد از ورود ازرا هم بذارید؟
    ممنون از لطفتون

    [پاسخ]

  27. yasna گفته است :
    دی ۹م, ۱۳۹۱

    vay kheyli mamnonam ke enghad khobo bahal tarjome kardid vali khaaahesh mikonam az ghesmate 86 bE badam bezarid PLZ

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۹۱ ۲۳:۴۸:

    گذاشته شده دوست عزیز

    [پاسخ]

  28. behnaz گفته است :
    دی ۱۱م, ۱۳۹۱

    aziiizam mamnon az tarjomehat.age mishe linke ghesmate 86 be baeda vasam bezarin peydash nemikonam.mamnoon

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۱ ۱۵:۳۶:

    ممنون
    دوستان عزیز؛اگه خواستین خلاصه های دیگه رو ببینید از قسمت جستجو (بالای صفحه-سمت چپ) استفاده کنید
    مثلا بزنید عمر گل لاله،بعد از جستجو همه نتیجه ها میاد براتون
    من برای نمونه جندتا لینکشو میزارم:
    http://www.jazabe.com/kholase-gesmate-87-omre-gole-lale.html
    .
    http://www.jazabe.com/kholase-gesmate-88-omre-gole-lal.html

    [پاسخ]

    behnaz پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۹:۰۳:

    عزیزم اینا را خودم آوردم ولی آخه اینا را که خودمون تو جم دیدیم قسمتهای جدیدا بذارین
    تو fax ترکیه الان قسمته چنده؟

    [پاسخ]

  29. مسعود گفته است :
    دی ۱۴م, ۱۳۹۱

    چه کیفی کردم یشیم مرد. تاحالاازمرگ کسی انقدر خوشحال نشده بودم. یشیم به دروغ به خواهرش میگفت چناردوست نداره همین حرفاروهم به چنارمیگفت درواقع یکی ازعوامل مرگ لاله خودیشیمه انقدربین اونااختلاف انداخت که آخرین حرف چناربه لاله این بودکه مابه پایان راه رسیدیم.

    [پاسخ]

  30. a2 گفته است :
    دی ۱۸م, ۱۳۹۱

    وااااای…. مرسی!!! از این که یشیم مرد خوشحالم. دختر بد هیکل بد قواره…
    ایییییش….
    من حرف مسیو مسعود رو خیلی قبول دارم.
    ولی در کل یشیم باید میمر. حالا ما میگیم عشقش به چنار درست. ولی انصافا آویزون بود… اگه من این جوری بودم انقدر به خاطر یه پسر خودمو کوچیک نمیکردم

    [پاسخ]

  31. mobin گفته است :
    دی ۲۱م, ۱۳۹۱

    وای چه قدر طولانیهههههههههههههههههههههههههه

    امیدوارم اخرش خوب تموم شه از شمام برای ترجمه ی خوبتون ممنونم.راستی چند قسمته؟؟؟

    [پاسخ]

  32. فرناز گفته است :
    دی ۲۲م, ۱۳۹۱

    بیچاره یشیم چه سرنوشت تلخی داشت از توپراک متنفرم.واقعا ایکبیریه شبیه مرغه!!!!!!!ایشالله آخرش توپراک هم بمیره

    [پاسخ]

  33. فرناز گفته است :
    دی ۲۲م, ۱۳۹۱

    از توپراک بدم میاااااااااااااااااااااااااااد.ایشالله هیچ وقت به چنار نرسه

    [پاسخ]

  34. زین ملک گفته است :
    دی ۲۲م, ۱۳۹۱

    عاشقتم یشیم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۵:

    متنفرم از یشششیییممم دروغ گو

    [پاسخ]

  35. Alm گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیرازقسمت ۶۸به بعد لینکشو بزار

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۱ ۰۸:۴۹:

    آقا تا قسمت ۹۴-۹۵ هست
    از قسمت جستجوی سایت بزنید “عمر گل لاله” میاد
    موفق باشید

    [پاسخ]

  36. اموزشگاه علیون گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیرازقسمت ۶۸به بعد لینکشو بزار خواهش میکنم والا من گزینه جستوجوندیدم

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۱ ۰۸:۵۰:

    چرا هست؛نوار بالا که نوشته صفحه :” صفحه اصلی” همونجاست ، آخر همون نوار سمت چپ

    [پاسخ]

  37. صادق گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیرگزینه جستجونیست خواهشن لینکشو بزار تراخدا

    [پاسخ]

  38. علی گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیرخواهشا لینک بزار

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۱ ۱۳:۳۲:

    دوست عزیز
    شما بالای سایت سمت چپ رو یه نگاه بندازید

    http://www.jazabe.com/upload/2013/01/Search.jpg

    [پاسخ]

  39. علی گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیرنواربالاگزینه جستوجونداره

    [پاسخ]

  40. علی گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیربخداداخل مرورگرمن نشون نمیده لینک بزار

    [پاسخ]

  41. علی گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیردیدم ولی هرچی سرچ میکنم چیزی نمیاد

    [پاسخ]

  42. علی گفته است :
    دی ۲۳م, ۱۳۹۱

    مدیرقسمت۶۸به بعدنیست اونی که میگی قسمت۹۵توشبکه جم گذاشته توfoxقسمت چنده

    [پاسخ]

  43. fati گفته است :
    دی ۲۵م, ۱۳۹۱

    خیلی خوب بود واقعا merC :) عالی بود.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۱ ۰۶:۴۹:

    خواهش میکنم دوست عزیز

    [پاسخ]

  44. fati گفته است :
    دی ۲۵م, ۱۳۹۱

    عالی بوووووووووووود merC :)

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۱ ۰۶:۴۹:

    مرسی از نظرتون

    [پاسخ]

  45. بهراد گفته است :
    دی ۲۵م, ۱۳۹۱

    حالا جم قطع شده چی کار کنیم این و ولش کن شمیم عشق تا زه به قسمتای با حالش بود میشه اخر ش رو بنویسید ممنون

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۰:

    دوست عزیز
    باید صبر کنید

    [پاسخ]

  46. donya گفته است :
    دی ۲۵م, ۱۳۹۱

    سلام
    مرس از ترجمه هاتون
    خیلیییییییییییییییییی عالی بود
    کیف کردم که یشیم مرد
    اصلا هم تقصیر چنار نبود
    یشیم فقط بلد بود دروغ بگه و فتنه به پا کنه
    اخه پاکتر و معصوم تر از توپراکم مگه هست؟
    این همه ت. زندگیش سختی کشید
    اون از اون سیتکی مسخره و از اون خواهر بدجنسش اینم از یشیم
    واقعا حقشه یه زندگی خوب داشته باشه

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۰:

    سلام
    ممنون از نظرتون دنیا خانم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۳:

    من با نظرت ۱۰۰درصد موافقم

    [پاسخ]

  47. باران گفته است :
    دی ۲۵م, ۱۳۹۱

    از یشیم متنفرم خدا رو شکر گور بگور شد با اون مادر روانی تر از خودش امیدوارم زمرد هم نفله بشه بیچاره توپراک و این چنار دهن بین خاک بر سر که این همه دروغ یشیم اشغالو نفهمید

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲:

    خوب چجوری می فهمید منم بودم نمی فهمیدم
    واقعا تپراک عالیه

    [پاسخ]

  48. مریم صالحی گفته است :
    دی ۲۶م, ۱۳۹۱

    عالی بود واقعا ممنون

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۹۱ ۰۶:۴۱:

    ممنون از نظر شما
    هدف ما جلب رضایت شما دوستان عزیزه

    [پاسخ]

  49. مینا گفته است :
    دی ۲۶م, ۱۳۹۱

    با سلام ممنون از ترجمتون.یاشیم خیلی پست و رذل بود بادروغ و دغل میخواست به عشق شیطانیش برسه واما از چنار که یه ادم سست مزاجی بود که با هر کسی میرفت و ازجازه میداد یاشیم برقصونتش.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۳:۴۹:

    خواهش میکنم دوست عزیز

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۱:

    چنار هیچم ادم سست مزاج نیست

    [پاسخ]

  50. ملینا گفته است :
    دی ۲۷م, ۱۳۹۱

    سلام….همونطور که میدونید شبکه جم تی وی که این سریال رو میداد قطع شده
    لطفا تا آخر سریال خلاصه رو اینجا بنویسید..ممنونم
    عالی بود مطالبت

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ دی ۲۷م, ۱۳۹۱ ۱۶:۳۷:

    با سلام
    انشالله
    در حال حاظر تا قسمت ۹۶ در این سایت قرار داده شده

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۰:

    الان که برا ما وصله

    [پاسخ]

    haniye پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۶:

    برای ما هم وصله

    [پاسخ]

  51. dorsa گفته است :
    دی ۲۷م, ۱۳۹۱

    ۱۰/۳۰-۱۱ صبح یا شب

    [پاسخ]

  52. مهناز گفته است :
    دی ۳۰م, ۱۳۹۱

    سلام …بسیار ممنونم… خسته نباشید..من این سریال ه رو دنبال میکردم اما الان gem tv قطع شده…. بازهم از شما سپاسگزارم…

    [پاسخ]

  53. مهدیه گفته است :
    بهمن ۵م, ۱۳۹۱

    چرا اینجور شد یه سوال اخرش با چنار باتوپراک ازدواج میکنه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۹:

    بله

    [پاسخ]

  54. دینا گفته است :
    بهمن ۱۸م, ۱۳۹۱

    سللللللللللللللللللللللللللللللام
    بابا اینا همش سرکاریههههههههههه
    ما که از وقتی این توپی خانم(همون شیربرنج وارفته) اومده تو عمرگل لاله دیگه نگاش نکردیم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۹:

    شیر برنج وا رفته نفهم همون یشیمه نه تپراک دینا خنگ

    [پاسخ]

  55. حامد گفته است :
    بهمن ۱۹م, ۱۳۹۱

    تپراک بهترین راه به چنان ازدواج کنی

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۸:

    موافقم

    [پاسخ]

  56. یشیم گفته است :
    بهمن ۲۴م, ۱۳۹۱

    چنار که تقصیری نداره فقط توپراک هی یکی به دو می کنه یشیم هم عاشق دیگه چی کارش کنیم

    [پاسخ]

  57. یشیم گفته است :
    بهمن ۲۴م, ۱۳۹۱

    چنار که تقصیری نداره فقط توپراک هی یکی به دو می کنه یشیم هم که عاشق چی کارش کنیم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۷:

    توپراک یکی بدو نمیکنه ای یشیم خنگ

    [پاسخ]

  58. زیب النساء گفته است :
    بهمن ۲۴م, ۱۳۹۱

    واقعا که توپراک چی داره این قدر چنار دوستش داره دخترهی کله شق

    [پاسخ]

    سمر پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۹:۱۳:

    دوست عزیز دستت درست ممنون ولی یه خواهش ج منو بدین آخره آخرش چی میشه خواهشا ج بدین؟؟؟؟؟!!!!!!

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۹:۴۳:

    خواهش میکنم دوست عزیز
    اما واقعا اطلاعی ندارم

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۶:

    زیبایی عشق پایدار خوب همه صفت های خوب رو باید نام ببریم عقلا از یشیم خیلی با فهم تره

    [پاسخ]

  59. سمر گفته است :
    بهمن ۲۵م, ۱۳۹۱

    دوست عزیز دستت درست ممنون ولی یه خواهش ج منو بدین آخره آخرش چی میشه خواهشا ج بدین؟؟؟؟؟!!!!!!

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۴:

    آخرش قربون من (تپراک) با چنار عروسی می کنه و در حال بوسیدن عاشقانه یکدیگر با تفنگ دست چنار زخمی میشه.تپراکم

    [پاسخ]

  60. کارزان گفته است :
    بهمن ۲۶م, ۱۳۹۱

    عشق مرز نمیشناسه تو عشق دنبال مقصر گشتن خطاست و یشیم باید نهایت تلاششو میکرد و هم چنار و هم توپراک

    [پاسخ]

    کارزان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۹:

    کاش اخر عشقا به جدایی نمیکشید … دردیه که هیچی مداواش نمیکنه !

    [پاسخ]

  61. دوست گفته است :
    اسفند ۱م, ۱۳۹۱

    یشیم الهی برات بمی رم من تو زو خیلی دوست دادم و واقعا برای چنار متاسفم آخه حیف تو به این خوبی نیود عزیز دلم

    [پاسخ]

  62. دوست گفته است :
    اسفند ۱م, ۱۳۹۱

    یشیم الهی برات بمی رم من تو زو خیلی دوست دادم و واقعا برای چنار متاسفم آخه حیف تو به این خوبی نیود عزیز دلم
    دوست دارم یشیم جون

    [پاسخ]

  63. nooshin گفته است :
    اسفند ۲م, ۱۳۹۱

    سلام دیگه خسته شدیم از قهرمان بازی توپراک دیگه تکلیف رو مشخص کنه اگه واقعا چنار رو میخواد با یشیم مبارزه کنه و گرنه یشیم رو دیگه اذییت نکنه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۲:

    این وسط تپراک داره اذیت میشه نه یشیم

    [پاسخ]

  64. نگین گفته است :
    اسفند ۲م, ۱۳۹۱

    خیلی باحال بود واقعا زحمت کشیدین.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۹۱ ۰۰:۴۳:

    خواهش میکنم نگین عزیز

    [پاسخ]

  65. هدیه گفته است :
    اسفند ۴م, ۱۳۹۱

    عاشق فقط یشیمه که یکی رو می خواست وبس نه توپراک که یه بار واسه یوسف میره و یه بارم واسه چنار و نه چنار که به لاله می گفت بعد تو هیچ کس و حالا عاشق توپراک فقط یشیم عشقه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۱:

    تپراک هم از ته دل بیشتر از یشیم چنارو دوست داره

    [پاسخ]

  66. سمی گفته است :
    اسفند ۴م, ۱۳۹۱

    منم با هدیه جون موافقم یشیم یه عاشق واقعیه.تپراکم یه ادم موزی به تمام معنا خاک تو سرش که زندگیه یشیمو خراب کرد تازه زندگیه ابجیشم میخواست خراب کنه اسمشم گذاشتن ادم خوب.درکل تو این فیلم اینا اسم هوساشونو میذارن عشق.ادم فقط یه بار عاشق میشه مثل یشیم.نه مثل چنارو تپراک زشتو بقیه

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۹:

    یشیم بی شعوره شما ها طرفدارش نیستین به تپراک جونم حسودی می کنین

    [پاسخ]

    الیزالبت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۹۱ ۰۲:۰۵:

    خاک توسره توپراک جونت.

    [پاسخ]

    لاله پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۲:

    حالم از ادمای موذی و اب زیرکاهی مثل توپراک بهم میخوره یشیم خیلی عالییه واقعا یه عاشق واقعیه

    [پاسخ]

  67. parisa گفته است :
    اسفند ۵م, ۱۳۹۱

    واقعا خیلی بد تموم میشه داستان. چقدر دلم واسه یشیم میسوزه. از همون اول از تپراک بدم میومد آخه تا چه حد آدم میتونه بد باشه و مدام فیلم بازی کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا که میدونم چه بلاهایی قرار سر یشیم بیچاره بیاد دلم نمیخواد فیلمو نگاه کنم. به هر حال ممنون از زحمتی که کشیدید

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۹۱ ۱۵:۵۲:

    خواهش میکنم پریسا جان

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۷:

    همین که شماها نگاه نکنین بهتره حسودا

    [پاسخ]

  68. saya گفته است :
    اسفند ۷م, ۱۳۹۱

    واقعأ دلم واسه یشیم میسوزه،اون فقط بخاطر چنار عوضی این بلا سرش اومد…حیف یشیم ب این خوشگلی…..

    [پاسخ]

    ماهک پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱م, ۱۳۹۱ ۰۳:۰۴:

    موافقم…

    [پاسخ]

    نفع پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۷:

    نمی خواد موافق باشی ایش

    [پاسخ]

    ماهک پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳م, ۱۳۹۱ ۰۲:۳۴:

    بروباباتوچی میگی..عاشششقتم یشیم.

  69. اعصاب خراب گفته است :
    اسفند ۸م, ۱۳۹۱

    خسته نباشید واقعأ ممنون ترجمه تون خیلی عالی بود، این یشیم اعصاب معصاب برامون نذاشت به خدا، همون بهتر که مرد، والله یک عده از دستش راحت شدن، من که تا اینجاى سریال نصفه موهایم سفید شد لابد تا قسمت آخر که برسه رو سرم یه دونه موى سیاه پیدا نمیشه، آخه اینم شد سریال؟؟؟ هر یک نفر تو این سریال ٢ نفر عاشقشن، آدم نمیدونه کی با کیه!؟ نسبتها همه خر تو الاغه ! باید مغز خر را مدال کنیم بندازیم گردن کارگردانش!!!

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۱:

    بابا ایول داداش عجب نظر مشتیی دادی حرف دل منو زدی راستش من از وقتی فهمیدم این یشیم خیره سر میمیره شب ها با خیال راحت می خوابم

    [پاسخ]

  70. سمیه گفته است :
    اسفند ۹م, ۱۳۹۱

    کاش آخر سریال توپراک و چنار به هم نرسند.یشیم که مرد کاش چنار هم بمیره توپراک تو کف بمونه

    [پاسخ]

  71. فاطمه گفته است :
    اسفند ۹م, ۱۳۹۱

    سلام از فیلم شما لذت بردیم امیدوارم چنار به تپراک برسه نیب خان به زمرد و ابقال خانوم هم برسه چنار دوست دارم عاشقتم چنار

    [پاسخ]

  72. بهار گفته است :
    اسفند ۹م, ۱۳۹۱

    چنار دوست دارم عاشقت تپراک

    [پاسخ]

  73. نگین گفته است :
    اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱

    سریال به این آشغالی تو عمرم ندیدم خیلی مزخرف یه خرسی وسطه که چند نفر عاشقشن اصلاً محتوا نداره نکته آموزنده نداره این فیلم

    [پاسخ]

    nori پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱م, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۸:

    منم واقعا قبول دارم اونایی که این کار هارو میپسندند هنوز همین بلا سر خانوادشون نیومده ماشالله تو ایران این چیزا کم نیست

    [پاسخ]

  74. نفع گفته است :
    اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱

    اسم بچه یشیم ایزله اوهوی.بعدشم چنار عالیه دلت الکی واسه یشیم نسوزه .

    [پاسخ]

  75. نفع گفته است :
    اسفند ۱۲م, ۱۳۹۱

    اوهوی بی شعور یشیم خودش این بلا رو سر چنار آورده

    [پاسخ]

  76. مهربان گفته است :
    اسفند ۱۳م, ۱۳۹۱

    قابل توجه اونایی که از یشیم طرفداری میکنن و دوستش دارن و به نظرشون یشیم هیچ کار بدی نکرده : باید بگم دیگه میخواستین چی کار کنه ؟ شوهر دزد که بود، دروغگو و حسود که بود، دائم در حال نقشه شیطانی کشیدن که یه جوری به اطرافیانش خصوصأ اون تپراک طفلکی آزار برسونه، آویزون و بی شخصیت هم که بود این آخرسری ها که تهمت زنی هم به کاراش اضافه شد، به اون پرستار بینوا تهمت دزدی زد، فقط آدم نکشته بود که اونم چیزی نمونده بود انجامش بده و نزدیک بود مامان بدتر از خودشو بفرسته به جهنم ! پس شماها چی رو نگاه میکنین ؟ این همه خباثت رو نمی بینین ؟؟ بابا آخه یه نگاهی به دور و ور خودتون بکنین !!! مدیر عزیز بازم ازتون براى این ترجمه ى خوب تشکر میکنم، به امید نوشتن ادامه آن.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳م, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰:

    ممنونم از شما دوست عزیز
    باید به اطلاعتون برسونم که تا الان حدود ۱۱۱ قست منتشر شده توی سایت جذبه

    [پاسخ]

    الیزالبت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰م, ۱۳۹۱ ۰۲:۱۷:

    ایشالا که دردوبلا یشیم بخوره تو سره توپراک.

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۳:

    ایشالا توپراک هر چی دردو بلا داره بخوره توی فرق سر یشیم

    [پاسخ]

  77. یسنا گفته است :
    اسفند ۱۴م, ۱۳۹۱

    اسم بچه ی یشیم ایزل نه چنار خیلی دروغ میگین فکر نکنم با این همه دروغ سایتتون طرفدار داشته باشه

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴م, ۱۳۹۱ ۲۲:۲۶:

    اگه جایی اشتباهی پیش اومده به بزرگواری خودتون ببخشید و اصلاح کنید

    [پاسخ]

  78. الیزالبت گفته است :
    اسفند ۱۸م, ۱۳۹۱

    خیییییییییلی دوست دارم یشششششییییییییم

    [پاسخ]

  79. ... گفته است :
    اسفند ۱۸م, ۱۳۹۱

    میشه بفرماییدنظربنده توکدوم سوراخی رفته؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  80. یاسمن گفته است :
    اسفند ۲۰م, ۱۳۹۱

    خوب نبود.

    [پاسخ]

  81. یاسمن گفته است :
    اسفند ۲۰م, ۱۳۹۱

    من توی سریال عمر گل لاله زمرت خانم رو از همه بیش تر دوست داررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۵:

    به جای شما من ازش متنفرم

    [پاسخ]

    مهربان پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۹۲ ۰۲:۲۰:

    باید جفتشون را ( یشیم و مادرش ) به یک گاری بست !!!

    [پاسخ]

  82. مریم گفته است :
    اسفند ۲۱م, ۱۳۹۱

    واقعابرای طرفدارای یشیم متأسفم که این طرز فکرو دارن. اگه عشق یشیم واقعی بود میذاشت چنار خوشحال باشه و با کسی که دوسش داره باشه و انقد اونوتو دردسر نمینداخت.نه اینکه به زوربخوادصاحبش بشه.یشیم ۱آدم خودخواهه که به هر چیزی که بخواد هرجوری شده باید بهش برسه.ممنون ازترجمتون.عااالی بود

    [پاسخ]

  83. دیانا گفته است :
    اسفند ۲۱م, ۱۳۹۱

    خیلی ممنوون عالی بوود …یشیم چوب خودخواهی خودشو خورد دلم واسش مسیوزه چون حتی خارج از فیلم خیلی ها هستن که اینجورین…باید عبرت گرفت

    [پاسخ]

  84. nori گفته است :
    اسفند ۲۱م, ۱۳۹۱

    خوب نتیجه میگیریم هر وقت عاشق کسی شدیم اگه یه وقت داماد ماشد یه کاری میکنیم خواهرمون بد بخت شه بعدش که خواهرمون مرد دامادو میبریم تو کشتی بهش مشروب میدیم تا مست کنه بعد میریم تو بغلش حامله که شدیم میگیم از عشق بچه دار شدیم بعد بچه رو قایم میکنیم کسی نبینه بعد که بهش نرسیدیم تا میتونیم زندگیش رو خراب میکنیم خلاصه بگم هر کسی رو دوست داره از هر کاری دریغ نکنه …..واقعا که چقدر آموزنده بود مخصوصا برای کسایی که از کار یشیم خوششون اومده بود…….

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ فروردین ۷م, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۰:

    نوری جون واقعا با نظرت موافقم نمی دونم چی بگم خب هرکسی یک سری اصول اخلاقی برای خودش داره که این اصول می تونه درست باشه یا غلط اما اگه یک روز اصول غلط معنی و مفهوم درست به خودش بگیره بایدفاتحه اون فرهنگ وملت رو خوند

    [پاسخ]

  85. sahar گفته است :
    اسفند ۲۲م, ۱۳۹۱

    che filme mozakhrafi toprak omade po0d faghat yeshimo degh bede khak to sare chenar ke ghadre yeshimo eshghesho nado0nest khaaaaaaaaaaaak

    [پاسخ]

  86. نسرینی گفته است :
    اسفند ۲۷م, ۱۳۹۱

    همه شون مقصرن نه اصلا هیچکی مقصر نیست نویسنده مقصره…اینم فیلم نامه بود اخه…دست هرچی فیلم هندی بود از پشت بستن…خاک تو سرشون….سریالهای ایرانی خودمون بهتر هست

    [پاسخ]

    الیزالبت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸م, ۱۳۹۱ ۰۳:۰۵:

    عزیزم اگه ماسریال ایرانی خوب داشتیم که نمیرفتیم فیلمای جم روببینیم.

    [پاسخ]

  87. ثمین گفته است :
    اسفند ۲۸م, ۱۳۹۱

    مگه میشه این همه قسمت داشته باشه جزو محالاته به این نوشته توجه نکنید همه دروغه

    [پاسخ]

    ata hadi پاسخ در تاريخ فروردین ۲م, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۱:

    دوست عزیز این سریال طولانی هس و جز محالات هم نیس. سایت ما نیازی به دروغ پراکنی نداره لطفا مارو بدون دلیل محکوم نکنید

    [پاسخ]

  88. mona گفته است :
    فروردین ۴م, ۱۳۹۲

    naaaaaaaaaaaa yeshim nabayad bemire

    [پاسخ]

  89. هدا گفته است :
    فروردین ۸م, ۱۳۹۲

    سلام
    یاشیم هرچی سرش بیاد حقشه چون نمیخواد ۱ذره منطقی باشه عشق زورکی میخواد گرچه درکش میکنم چون منم عاشقم ولی این حق رو بهش نمیدم که انقدر کارای غیرانسانی انجام بده اما خداییش توپراکم دیگه خیلی سادس

    [پاسخ]

  90. بهار گفته است :
    فروردین ۱۰م, ۱۳۹۲

    من از یشیم بدم نمیاد…بلکه ازش متنفرم…هرچی هم سرش بیاد حقش نیست…بلکه کمش هم هست!!حتی مردنم واسش کمه…

    [پاسخ]

  91. الهام گفته است :
    فروردین ۱۰م, ۱۳۹۲

    عالی بود ممنون منم از یشیم بدم میاد اگه صادق بودو واقعا چنارو دوسش داشت این همه فیلم بازی کردن لازم نبود به عشقشم میرسید انقد دورو و پست بود که هرکی باشه ازش متنفر میشه

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۳:

    خواهش میکنم دوست عزیز
    و از اینکه نظرتون رو گذاشتید و به ما لطف داشتید بی نهایت متشکریم

    [پاسخ]

    haniye پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۰:

    باهاتون موافقم خیلی زیاد

    [پاسخ]

  92. ali گفته است :
    فروردین ۱۱م, ۱۳۹۲

    یشبم هر چی سرش بیاد حقشه بابا مگه توی اون شهر فقط یه مر د وجود داره که این خانوم بهش گیر بده تازه این چنار بدبخت زن هم داره یشیم فکر می کنه چون اون اول چنار رو دیده چنار مال اونه!!! آخه این چه منطقیه! یه چیز دیگه من نمیدونم چر ا این خانوم یا آقای مدیر سایت از چنار بدش می یاد به خدا من هم این سریالو قسمت به قسمت دنبال می کنم یادم نمیاد چنار از یشیم خواسته باشه که عاشق باشه که یشیم مثل کنه بهش چسبیده.

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۹:

    ممنون از نظر شما
    اما باید به اطلاع شما که فرمودید: (آقای مدیر سایت از چنار بدش میاد…)
    برسونم که من اصلا این سریال رو نمیبینم.
    موفق باشید

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۵:

    می تونم دلیلشو بپرسم؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  93. zohre گفته است :
    فروردین ۱۳م, ۱۳۹۲

    خیلی عالی بود
    ممنون

    [پاسخ]

    مدیر پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۹۲ ۰۸:۰۷:

    خواهش میکنم زهره خانم؛قابلی نداشت

    [پاسخ]

  94. مهربان گفته است :
    فروردین ۱۴م, ۱۳۹۲

    سلام مدیر عزیز پس این یشیم شیطان صفت کى میمیره؟ همه را جون به سر کرد ولی خودش نمرد، چند تا قسمت تا مردنش باقی مونده؟

    [پاسخ]

  95. haniye گفته است :
    فروردین ۱۴م, ۱۳۹۲

    واااااااااااااااااااااااای واقعا جالب بود ولی منم میگم هر چی سر یشیم بیاد حقشه اما بعضی وقتا دلم براش میسوزه

    [پاسخ]

    لاله پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۲:

    یشیم با هر کسی مثل خودش رفتار می کنه و حقشونو میذاره کف دستشون توپراکم زندگی یشیمو نابود کرد مثل بقیشون

    [پاسخ]

  96. هستی گفته است :
    فروردین ۱۸م, ۱۳۹۲

    حالم از چنار و توپراک بهم میخوره زیادی خودشونو به احمقی میزنن اون از توپراک که میخاد زیادی مهربون باشه چه معنی داره ادم به شوهر قبلیش اینقدر مهربونی کنه حقشه که چنار بهش شک کرد اونم از چنار که هرکی از راه میرسه حرفاشو باور میکنه و زود گول میخوره هر دفعه عاشق یکی میشه هر چی یشیم سرشون میاره حقشونه

    [پاسخ]

    دختر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۱:

    سلام لطفا نگو از تپراک بدت میاد بی ادب

    [پاسخ]

  97. دینا گفته است :
    فروردین ۱۸م, ۱۳۹۲

    خیلی ممنونم خیلی خوب بود.

    [پاسخ]

  98. اااااااا گفته است :
    فروردین ۲۱م, ۱۳۹۲

    من از چنار خوشم نمی اید

    [پاسخ]

  99. دختر گفته است :
    فروردین ۳۰م, ۱۳۹۲

    چنار عرضه نداره تپراک را به دست بیاره خاک تو سرش ههههههههههههههههههههههههههههههه

    [پاسخ]

    دختر پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰م, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۴:

    به چنار بگین خواهشا با تپراک عروسی کنه نه با یشیم خواهش از یشیم بدم میاد هههههههههههههههههههههههههههه

    [پاسخ]

    سهیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۶:

    واقعا اونایی که از یشیم خوششون میاد خیلی عاقلند به نظرم چون اصلا تحت تاثیر فیلم و مظلوم بازیهای توپراک نیستن

    [پاسخ]

  100. hadis گفته است :
    اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲

    به نظر من یشیم بهترین بازیگر این سریال بود یه دختر شجاع و بی باک و عاشق
    توپراک و چنار لنگه هم بودن هر روز عاشق یکی میشن
    توپراک می دونست چنار و یشیم همدیگه رو دوست دارن ولی با این حال کنار نکشید باید کاری که زهرا کرد رو انجام می داد
    یشیم حیفففففففففففففف شد

    [پاسخ]

  101. لاله گفته است :
    اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲

    حالم از ادمای موذی و اب زیرکاهی مثل توپراک بهم میخوره یشیم خیلی عالییه واقعا یه عاشق واقعیه

    [پاسخ]

    نهال پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲م, ۱۳۹۲ ۰۱:۵۴:

    دقیقا

    [پاسخ]

  102. aydin گفته است :
    اردیبهشت ۵م, ۱۳۹۲

    hi my name is aYDIN i love any thing about u i;m 19 age so if u wanna be friend with me just hit me up

    [پاسخ]

  103. مروارید گفته است :
    اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۹۲

    مردن یشیم هیچ ربطی ب چنار نداره خودش خریت کرد باید اخرش میمرد ولی میگم خدایی با این سریاله سرکاریییییییییییییییییییییییییییییییییییما

    [پاسخ]

  104. نیلو گفته است :
    اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۲

    خیلی عالی بود منتظر قسمت های جدید هستم.

    خدایا یه عقل سالم به این یشیم بده!!

    [پاسخ]

  105. sara گفته است :
    اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۹۲

    salam mamnoon az site khubetun ama age mishe kholase ghesmataye badi ro ham bezari mamnoon mishaaaam montazeriim

    [پاسخ]

  106. ریحانه گفته است :
    مرداد ۴م, ۱۳۹۲

    واقعا همه انید

    [پاسخ]

  107. ریحانه گفته است :
    مرداد ۴م, ۱۳۹۲

    واقعا همه کسید

    [پاسخ]

  108. نهال گفته است :
    مرداد ۲۲م, ۱۳۹۲

    نام واقعی ازرا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  109. melisa گفته است :
    شهریور ۱۴م, ۱۳۹۲

    بابا چنار از بقل هرکی که رد میشه طرف حامله میشه تازه تو همه قیلم ترکی ها نمیدونم چرا همه بچه ها زود تر از موعود به دنیا میان بعد میگن خدا را شکر که خدا بچه رو به ما بخشید… :| جمع کنید بابا کازه کوزه هاتونو مثلا میخواین نشون بدین که خیلی سختی کشیدین
    تو همه یلماشونم که یکی میمیره.

    انگار که شیر اب وصل کردن به فیلماشون بسکی مسخرست

    کمی بشینین فیم اکشن. انیمیشن اینا نگاه کنین هم قشنگ تره هم زبان انگیلیسیتون تقویت میشه این ایرانیا با این دوبله هاشون که حال ادمو به هم میزن به خصوص دوبله ی خر شرک که به کلی بالا اوردم :-& :))=)):D

    [پاسخ]

  110. فرحناز گفته است :
    شهریور ۱۷م, ۱۳۹۲

    عاشق یشیمم

    [پاسخ]

ارسال نظر




*

 
گروه اینترنتی یواشکی 
710 بازدید